ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - ترجمهء خطبهء نود و سوم
تفسير خطبههاى مربوط به آنان متذكَّر شديم ، فتنه اى بسيار غلط انداز و گمراه - كننده اى بود كه با چهرههاى بظاهر حقّ بجانب و ادّعاهاى بظاهر صحيح و اسلامى وارد ميدان مبارزه با بزرگترين حقّشناس و حقّگو و حامى حقّ پس از پيامبر اكرم أمير المؤمنين عليه السّلام گشته و امر را به عدّه اى فراوان از مردم ساده لوح مشتبه كردند . خوارج قرآن تلاوت مى كردند ، باصطلاح عامّيان پيشانى آنان از زيادى نماز خواندن پينه بسته بود ، روزههاى فراوان مى گرفتند ولى در بارهء شناخت حقّ و ولىّ اللَّه اعظم گول چند مقام پرست بىخبر از اسلام را خورده بودند كه وابستگى آنان به دار و دستهء عمرو بن عاص [ كه به فروختن دينش به معاويه در تاريخ مشهور شده است ] و به تحريكات مستقيم يا غير مستقيم آن دار و دسته از ديدگاه تاريخ روشن شده است .
نظير اين فريب خوردنها را در روزهاى صفّين نيز مى بينيم . در بعضى از تواريخ آمده است كه خزيمة بن ثابت انصارى از پيكار با لشكريان معاويه استنكاف كرد تا عمّار بن ياسر بدست ابو العاديهء فزارى بشهادت رسيد .
و چون خزيمه از پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم شنيده بود كه در بارهء عمّار فرموده بود :
يا عمّار تقتلك الفئة الباغية و آخر شربك من الدّنيا ضياح من لبن .
( اى عمّار ، ترا گروهى ستمكار و متجاوز خواهد كشت و آخرين آشاميدنى تو از دنيا كاسه اى از شير خواهد بود . ) خزيمه پس از شنيدن خبر شهادت عمّار ، گمراهى و انحراف لشكريان و حاميان معاويه را فهميد و وارد پيكار با آنان گشت و شهيد شد . رحمة اللَّه تعالى عليه .
خلاصه - دليل اين كه أمير المؤمنين عليه السّلام منتفى ساختن فتنه ، يا آشكار