فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦٧ - اقسام فاعل بالعرض
حرارت آتش است ولى بالعرض نسبتش را به شخص فاعل دهند.
د: آنكه فعلى بالذّات مستند بآلتى باشد ولى نسبت آن را بكسى دهند كه
آلت در دست او است همچون قتل كه مستند به شمشير است ولى گ ويند زيد عمرو
را كشت.
٤- آنكه فاعل داراى حيثيّات و عناوينى باشد كه فعل باعتبار يكدام از
حيثيّات و عناوين از او صادر شود سپس آن را بعنوان ديگر بوى مستند كنند چ نان چ ه
شخص بنّاء دو عنوان دارد يكى عنوان انسان و ديگر عنوان بنّاء پ س اگر ساختمانى
را بنا نمود اين فعل به عنوان بنّاء بودن به آن مستند است و حال آنكه گ ويند انسان
ساختمانى را ساخت.
٥- آنكه فاعل فعلى را بجاى آورد كه مقارن با فعل ديگر باشد سپس آن
فعل مقارن را كه بالذّات فعل او نيست بوى نسبت دهند چ نان چ ه اگر سنگى از نقطه
مرتفعى بيافتد و سر شخصى بشكند مىگويند سنگ سر وى را شكست با اينكه
سنگ بالذّات فاعل سقوط و هبوط است نه شكستن ولى چ ون اين فعل با فعل
حقيقى آن مقارن است باو مستندش نمايند، و اقسام ديگرى نيز براى آن شمردهاند كه
اين مختصر گ نجايش ذكر همه آنها را ندارد.
مادّه بالذّات آن است كه در قبول صورتى محتاج بامر ديگر نباشد همچون
نطفه نسبت به صورت علقه بودن.
مادّه بالعرض آن است كه در قبول صورت و حلول آن خود بتنهائى كافى
نباشد مثلا چ ه بسا آب را نسبت به هوا مادّه فرض كرده و گ ويند آب مادّه هوا است
ولى اين نسبت بالعرض است زيرا آب بالذّات مادّه است براى صورت آبى ولى
مرجع اين استناد به اين است كه قابل (مادّه آب) را با ضدّ مقبول (مراد از مقبول
صورت آبى و از ضدّ آن هوا مىباشد) در نظر گ رفته و آن را (قابل) مادّه آن قرار
مىدهند (يعنى مادّه هوا) و همچنين است نطفه نسبت به انسان زيرا منى قابل و
صورت نطفه مقبول و ضدّ آن انسان است سپس منى را با انسان در نظر گ رفته و آن را
مادّه انسان قرار مىدهند ولى بالعرض و بديهى است در اين دو مثال مادّه آب و منى
تا مادامى كه صورت آبى و نطفه در آنها است ممكن نيست صورت هوا و يا انسان