فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤٠ - فصل در بيان حمل
وجود اختصاص دادهاند و الّا با قطع نظر از آن حمل با هو هويّت بمعناى اعمّ مساوى
است و در شعر نيز بطور مطلق دو جهت وحدت و كثرت را ذكر نمودهايم.
ثانيا: اگر مشهور را متابعت نمائيم در اينجا هو هويّت بمعناى عامّش كه
مطلق اتّحاد باشد نيست بلكه خصوص اتّحاد در وجود مراد مىباشد.
و در حمل دو جهت وحدت و تكثّر بايد مراعات و اعتبار گ ردد.
شرح فارسى:
توضيح
قبل از ورود در مبحث و شرح مقصود مقدّمهاى ذكر مىشود.
براى حمل اقسامى است كه جامع بين تمام هو هويّت بمعناى اتّحاد موضوع با
محمول مىباشد و چ نان چ ه مرحوم مصنّف فرموده اين عنوان از عوارض ذاتى وحدت
است قهرا از متعلّقات آن نيز محسوب مىگردد و در قبال اين عنوان، عنوان غيريّت
است كه مقسم و قدر مشترك بين تقابل، تخالف، تماثل است چ نان چ ه مىگويند دو
چ يز متغاير يا متقابل يكديگرند يا متخالف و يا متماثل و بديهى است اين عنوان از
عوارض ذاتى كثرت بوده و در سلك متعلّقات آن قرار دارد.
و سپس بعد از ذكر اين مقدّمه مىفرمايد:
غيريّت به كثرت و تعدّد تعلّق دارد چ نان چ ه هو هويّت به وحدت متعلّق است
و آنگاه افروده:
كه هو هويّت فقط حمل است و اين حصر از وقوع ضمير فصل بين مبتداء و
خبر استفاده مىشود زيرا در متن عبارت را چ نين آورده « هذى هى الحمل» فلذا
بيان حصر زمينه براى اشكالى فراهم نموده و آن اين است:
هو هويّت بمعناى اتّحاد اجمالى است يعنى دو شيئ كه با هم اجمالا متّحد
باشند از اتّحادشان به اين عنوان تعبير مىكنند و پ ر واضح است كه اين عنوان هم با
حمل صادق است و هم با غير حمل چ ون تجانس و تماثل و ساير اقسام واحد غير
حقيقى بنابر اين وجهى در حصر هو هويّت در حمل نيست.
در جواب مىفرمايد:
اوّلا: در عرف شايع شده كه حمل را باتّحاد در وجود اختصاص مىدهند و