فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣٧ - اقسام وحدت
كالانسان و الفرس غير الواحد الجنسى كالحيوان و الواحد بالعرض
غير العرضىّ.
ترجمه: اگر دو شيئ از حيث جنس با هم متّحد باشند وحدتشان از قبيل تجانس
است واگر از جهت نوع واحد باشند از باب تماثل است، پ س عبارت « ان وحّد
الشّيئان جنسا» ناظر به تجانس بوده و « ان وحّد الشّيئان نوعا» ناظر به تماثل
مىباشد و بر ايندو « كمّا و كيفا نسبة و وضعا» را قياس نما يعنى بگو:
اگر دو شيئ از حيث (كمّ) با هم متّحد باشند، اتّحادشان از قبيل تساوى
است و اگر از جهت كيف اينطور باشند، اتّحادشان از باب تشابه بوده و اگر در
نسبت با هم اتّحاد داشته باشند اتّحاد تناسب بوده و اگر در وضع چ نين بودند اتّحاد
توازى است پ س در نتيجه لف و نشر واقع در عبارت مرتّب مىباشد و بايد توجّه
داشت كه واحد بالنّوع نظير زيد و عمرو غير از واحد نوعى همچون انسان مىباشد در
مثل چ نين امرى بايد بين آندو تميز و فرق گ ذارد و شايسته نيست كه مطلب مشتبه و
مختلط گ ردد و بهمين قياس بايد بگوئيم:
واحد بالجنس نظير انسان و فرس غير از واحد جنسى همچون حيوان
مىباشد چ نان چ ه واحد بالعرض غير از عرضىّ هست.
مؤلّف گ ويد:
فرق بين آنها اينستكه مثلا در واحد بالنّوع وصف وحدت نسبت به زيد و
عمرو از باب وصف بحال متعلّق بوده در حاليكه در واحد نوعى وصف وحدت وصفى
است بحال خود موصوف و همچنين است در ساير امثله.
متن: « ٢٣٤، ٢٣٣ »
|
بكثرة تعلّقت غيريّة |
كذاك بالوحدة هو هويّة |
|
|
هذى هى الحمل و فيه اعتبر |
جهتى الوحدة و التّكثّر |