فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨٧ - مقاله محقق داماد(ره)
باطن و واقع عالم خارج است.
قوله: هى بعينها المرتبة العقليّة: يعنى چ ون مرتبه عقلى براى جنابش نيست
لا جرم مرتبه عقليّهاش همان وجودش در حاق و باطن عالم خارج مىباشد.
قوله: من كلّ جهة: متعلّق است به « الحقّه » .
قوله: بمنزلة مرتبة ذات الانسان و مهيّته العقل: يعنى همانطوريكه نسبت بعالم
امكان ذات انسان همان ماهيّت عقل بوده و دوئيّت بينشان نميباشد نسبت به عالم
ربوبى نيز مرتبه عقليّه حضرت احديّت همان حاق وجود عينى مىباشد.
قوله: فاذن تأخّر العالم الخ: مرحوم مصنّف در حاشيه فرموده است:
مقصود مرحوم سيّد از اينكلام آنستكه:
تقدّم حقتعالى بر عالم به تقدّم علّى و تأخّر عالم از ذات اقدسش به تأخّر
بالمعلوليّه برنگشته بلكه تقدّم علّى آنجناب بر عالم مآل و مرجعش به تقدّم سرمدى
است.
و در شرح و توضيح اين معنا مرحوم محقّق آملى فرموده است:
زيرا تأخّر عالم از حضرتش تأخّر انفكاكى است يعنى متقدّم و متأخّر
با هم در يك زمان اجتماع ندارند از اينرو تأخّر عالم، تأخّر سرمدى است و اساسا
تأخّر بالعلّيّة در اينجا ممكن نيست چ ه آنكه در اينقسم از تأخّر مىبايد متقدّم و
متأخّر با هم قابل اجتماع بوده و در يك زمان جمع باشند و همانطوريكه اشاره شد
اجتماع حقّ با عالم در وجود امكانپذير نبوده بلكه بينشان تفكيك مىباشد و وجود
عالم در طول وجود باريتعالى است از اينرو تقدّمش بر عالم بالعلّيّة نبوده بلكه تقدّم
سرمدى است.
شرح عربى: ثمّ قال:
و ليس يصحّ ان يقاس ما هنا لك بالشّمس و شعاعها و ما بينهما
من التّقدّم و التّأخّر بالذّات بحسب المرتبة العقليّة و المعيّة فى الوجود
بحسب متن الاعيان كما تمور به الألسن مورا و تفور به الافواه فورا لما قد
دريت انّ المرتبة العقليّة لذات الشّمس بما هى هى ليست بعينها