فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥٦ - بيان گفتار پيش
واو: عاطفه.
ذا: اسم اشاره، مفعول مقدّم براى « اتّخذ » .
الكعبى: فاعل مقدّم براى « اتّخذ » و اين جمله فعليّه عطف است بر جمله
اسميّه مصراع قبل و مىتوان آن را اسميّه تقدير نمود و « ذا » را مبتداء
و جمله « الكعبى اتّخذ» را خبرش و اين تقدير از جهتى انسب است
و آن مشابهت جملتين است در اسميّه بودن.
واو: عاطفه.
قيل: فعل مجهول.
علم ربّنا: مضاف و مضاف اليه، خبر براى مبتداء محذوف و جمله اسميّه
نائب فاعل « قيل » .
بالاصلح: جارّ و مجرور، متعلّق به « علم » .
واو: عاطفه.
الاشعرى: مبتداء و خبرش « النّاف للمرجّح» است.
واو: عاطفه.
عندنا: مضاف و مضاف اليه، متعلّق باستقرّ.
الحدوث: مبتداء و خبرش « ذاتى » است.
واو: حاليه.
لا: نفى جنس و « شيىء » اسمش و « جاء » خبرش مىباشد.
من الذّاتى: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ، صفت براى « شيىء » .
معلّلا: حالست از فاعل « جاء » .
ترجمه: مرجّح براى حدوث عالم در وقتى دون وقت ديگر همانا نفس وقت است
چ ه آنكه قبل از وقت، وقت ديگرى نتوان فرض نمود و اين قول را كعبى اختيار نموده
است. و بعضى مرجّح را علم حضرت حقتعالى بامر اصلح دانستهاند. و اشعرى
اساسا مرجّح را نفى و انكار نموده. و از نظر ما حدوث ذاتى عالم است و ذاتيّات
علّت نمىخواهند.