فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٠ - دقت مرحوم مصنف در كلام خواجه طوسى(ره)
اينستكه هيچكدام از صدق و كذب قضاياى ممكنه بلحاظ اين زمان معيّن نيست
منتهى بين منطقيّين و حكماء اختلافست كه آيا عدم تعيّن بطور مطلق است چ ه
نسبت بنفس الامر و چ ه نسبت بغير آن يا فقط نسبت بعلم ما چ نين است و امّا
بملاحظه واقع داراى تعيّن و تشخّص مىباشند:
منطقيّين قول اوّل را اختيار كردهاند و حكماء مذهب ثانى را و حقّ با
ايشانست زيرا تحقيق از مذهب جمهور آبى است بجهت اينكه حوادث و امور ممكنه
مستند بعلل و استعدادات هستند باينمعنا اگر علل آنها تماما در خارج محقّق باشد
آنها نيز تحقّق پ يدا مىكنند و در غير اينصورت ممتنع الوجود مىباشند فلذا از نظر واقع
و نفس الامر وجود اين حوادث در استقبال در صورتيكه علّت تامّه ايشان موجود باشد
ايجاب آنها صادق و الّا سلب آنها صادق است پ س هر كدام از صدق و كذب اين
امور در استقبال در نفس الامر معلوم است و اگر جهل و ظلمتى باشد نسبت بما است
زيرا علم ما محدود و جهلمان بيش از آنست.
شرح عربى: فظهر انّ هذا شيىء اعتبره الجمهور من المنطقيّين و امّا التّحقيق
الحكمىّ فيؤدّي انّ الاستقبال و الماضىّ و الحال متساوية في عدم التّعيين
في نظرنا و فى التّعيين في نفس الامر.
و فى الضّرورة و الامتناع فى الواقع و الامكان باعتبار نفس المفهوم.
ترجمه: مرحوم مصنّف ميفرمايد:
پ س ظاهر شد كه اينمعنا امرى است كه جمهور از منطقيّين آنرا اعتبار
كردهاند ولى تحقيق فلسفى مقتضى است كه استقبال و ماضى و حال هر سه در
عدم تعيّن از نظر علم ما متساوى بوده كما اينكه نسبت بنفس الامر جملگى متعيّن و
مشخّص هستند بدون اينكه بينشان فرقى باشد.
و ضرورت و امتناع بحسب واقع و نفس الامر بوده و امكان بملاحظه نفس
مفهوم مىباشد.