فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٨ - فصل در بيان ابحاثى كه تعلق به امكان دارند
مربوط به ملحقات آنست و مقصود از ابحاث راجع به نفس امكان طبق فرموده
مصنّف (ره) در حاشيه بيان ذاتيّات آنست همچون معانى كه براى امكان نمودهاند و
مراد از مباحث مربوط بلواحق ذكر عرضيّات آن مىباشد.
بحث اوّل
امكان باعتبار اينكه عروضش بر ماهيّت در ذهن و اتّصافش در خارج است
از معقولات ثانيه محسوب ميشود فلذا عقل وقتى آنرا مجرّد از وجود و عدم و علل آنها
مىنگرد آنرا بسلب ضرورت از هر دو طرف معنا و تفسير مىنمايد و مىگويد:
امكان يعنى نه طرف وجود ضرورى است و نه جانب عدم.
چ نان چ ه اگر آنرا بلحاظ علل وجود و عدم بنگرد اگر علّت وجود باشد وجود
را ضرورى و عدم را ممتنع ميداند و در صورت عكس يعنى وجود علّت براى عدم آنرا
ضرورى و وجود را ممتنع مىانگارد.
بحث دوّم
امكان ذاتى با وجوب و امتناع بالغير قابل جمع است لذا تمام ممكنات قبل
از ايجاد ذاتا ممكن مىباشند يعنى نه وجودشان ضرورت دارد و نه عدمشان و بعد از
ايجاد در عين حاليكه ذاتا ممكن هستند واجب بالغير نيز مىباشند پ س در اينجا
امكان ذاتى با وجوب بالغير اجتماع كرده چ نان چ ه معلول بعد از فقدان علّت در عين
حاليكه ممكن بالذّات هست ممتنع بالغير نيز مىباشد و در اين فرض نيز امكان ذاتى
با امتناع بالغير جمع شده است.
ولى وجوب و امتناع ذاتى با وجوب و امتناع بالغير محال است اجتماع
كنند زيرا وجوب ذاتى آنستكه ذات شيىء عين إباء از عدم باشد بدون استناد
بچيزى خارج از ذات و وجوب بالغير آنستكه بلحاظ غير آبى از عدم باشد و بدون اين
لحاظ ممكن محض است و بديهى است اين دو در شيىء واحد قابل اجتماع نبوده و
استحالهاش ضرورى است.