فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨٧ - اعتراض متكلمين و جواب از آن
ترجمه: ٢- پ س معلول نيز در صورتيكه علّت واحد باشد يعنى معلول در
وحدتش تابع وحدت علّت مىباشد لذا ممكن نيست كه دو علّت مستقلّ بر يك
معلول شخصى وارد شوند بلكه اين امر بنحو تعاقب ممكن مىباشد و وجهش
همانست كه ذكره كرده و گ فتيم در علّيّت خصوصيّت خاصّه شرط است لذا وقتى
معلول معيّن مستدعى خصوصيّتى بود پ س همين خصوصيّت بايد قدر مشترك در علل
متعدّده باشد در نتيجه علّت واحد مىباشد.
٣- و ديگر از احكام مشتركه بين علّت و معلول آنستكه نسبت بين ايندو
تضايف است يعنى تحقّق هر يك از دو عنوان علّت و معلول وابسته بديگرى است و
اين معنا واضح و روشن بوده و نيازى به توضيح ندارد.
٤- ديگر از احكام مزبور آنستكه دور در علّت و معلول بالضّرورة باطل
است و چ ون اين امر ضرورى و بديهى است ديگر حاجتى به اقامه برهان نمىباشد.
و همچنين تسلسل نيز در علّيّت و معلوليّت هر دو باطل مىباشد.
شرح فارسى: بدنبال عبارات قبلى و در تفريع بر آنها مىفرمايد:
پ س ديگر از احكام مشترك بين علّت و معلول اين است كه همانطورى
كه وقتى علّت واحد بود معلول نيز واحد است، عينا زمانى كه معلول واحد باشد
علّتش بيش از واحد نيست همانطوريكه گ فتهاند:
الواحد لا يصدر منه الّا الواحد.