فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤١ - فصل در بيان حمل
غير از حمل شايع را اطلاق حمل نكنند و اگر قطع نظر از اصطلاح عرف كنيم و
واقع را در نظر بگيريم حمل همان هو هويّت است يعنى مطلق اتّحاد چ ه بحسب
وجود و چ ه باعتبار جنس و چ ه بلحاظ نوع و چ ه بملاك غير اين امور.
ثانيا: اگر هو هويّت را مانند مشهور بمعناى حمل دانستيم ديگر آن را به
مطلق اتّحاد تفسير نمىكنيم بلكه مرد اتّحاد در وجود مىشود كه معناى حمل نيز
همين است پ س باز هو هويّت غير از حمل به چ يز ديگرى صادق نشد.
قوله: و فيه اى فى الحمل الخ: يعنى در حمل دو جهت لازم است:
جهت وحدت- جهت كثرت.
جهت وحدت:
يعنى موضوع با محمول مصداقا متّحد باشند تا حمل صورت گ يرد.
جهت كثرت:
يعنى مفهوم موضوع با مفهوم محمول متغاير باشد و در غير اينصورت حمل
شيئ بر نفس مىشود و آن عقلا محال است.
و اين دو امر در كلّيّه حملها چ ه حمل شايع و چ ه حمل اوّلى معتبر است
منتهى در حمل اوّلى براى استخلاص از محذور دوّم (حمل شيئ بر نفس) ملتجى
شدهاند به اينكه تغاير موضوع و محمول را به اجمال و تفصيل تصوير كنند.
متن: « ٢٣٧، ٢٣٦، ٢٣٥ »
|
الحمل بالذّاتى الاوّلى وصف |
مفهومه اتّحاد مفهوم عرف |
|
|
فكلّ مفهوم و ان ليس وجد |
فنفسه بالاوّلى ما فقد |
|
|
و بالصّناعي الشّايع الحمل صفا |
و باتّحاد في الوجود عرفا |