فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١٩ - نسبت بين ذات و حقيقت و ماهيت
ماهيّت يا جزء آن نيستند اگرچه در واقع ماهيّت خالى از يكدام از اين دو نيست.
و خلاصه كلام اينكه قيد (فى مرتبة الذّات) را وقتى در قضيّه سالبه بمنفى
راجع دانستيم و كتابت مقيّده را نفى نموديم اگرچه لازمه آن اين است كه لا كتابت
مقيّده ثابت شود يا بالعكس پ س ارتفاع هر دو سزاوار نيست چ نان چ ه اگر قيد را در
يكدام از دو قضيّه بمنفى و در ديگرى بنفى بزنيم ارتفاع هر دو ممكن است ولى از
باب ارتفاع نقيضين نيست و لكن چ نان چ ه گ فتيم مقصود از ارتفاع نقيضين در اينجا
معناى مصطلح و مشهور آن نيست تا اين اشكال متوجّه شود بلكه مراد اينست كه
هيچكدام از صفت و نقيض آن عين ماهيّت يا جزء آن نيستند اگرچه در مقام وجود و
بلحاظ تحقّق ماهيّت از يكدام خالى نيست ولى اين عدم خلوّ چ نان چ ه اشاره شد
بلحاظ اوّل است نه بنظره ثانوى (لحاظ نفس ماهيّت من حيث هى هى) و بهمين
معنا اشاره است بيت بعدى مرحوم مصنّف كه مىفرمايد:
متن: « ١٧٢ »
|
و الكون في تلك انتفاء المقيّد |
نقيضه دون انتفاء مقيّد |