فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩٩ - قدرت و تعريف آن
لم يعد ما: فعل و فاعل و « الشّعور » مفعولش است، جمله شرطيّه و جوابش
جملهاى است كه خبر دلالت بر آن دارد.
بفعله: جارّ و مجرور، متعلّق به « الشّعور » .
ذا: اسم اشاره، مبتداء و خبرش « نفس السّما» است و جمله اسميّه خبر
براى « مبدء » چ نان چ ه گ ذشت.
ان: شرطيّه.
يعدم الدّرك: فعل و فاعل و مفعول، جمله شرطيّه و جوابش « طبيعة » است بتقدير
« فهو طبيعة».
و قوم المحلّ: عطف بر جمله شرطيّه.
ان: شرطيّه
فى البسيط: جارّ و مجرور، متعلّق به « قد حصل».
ترجمه: مبدء و قوّه فاعلى اگر فاعل يك فعل و بفعلش شعور داشته باشد بآن نفس
گ ويند چ نان چ ه اگر درك نداشته و مقوّم محلّ باشد و در اجسام بسيطه تحقّق يابد بآن
طبيعت گ ويند.
شرح عربى: و مبدء، الفعل، الواحد، ان لم يعد ما، مؤكّد بالنّون الخفيفة كقوله
يحسبه الجاهل ما لم يعلما، بفعله، متعلّق بقولنا، الشّعور ذا نفس السّما، فانّها
مصدر للفعل على و تيرة واحدة، ان يعدم، مبدء الواحد، الدّرك و قوّم
المحلّ، فهو، طبيعة ان فى، المحلّ، البسيط، كالماء، قد حصل.
ترجمه: و مبدء و فاعل براى فعل واحد اگر فاقد شعور بفعلش نباشد آنرا « نفس »
ميخوانند و اگر بفعل خود شعور نداشته و نيز مقوّم محلّ باشد آنرا طبيعت گ ويند
مشروط باينكه در محلّ بسيط حاصل شود همچون آب كه جسم بسيط مىباشد.