فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨١ - فصل ملاك تقدم در اقسام هشتگانه سبق
دهيم شخص مقدّم بر نوع و نوع بر جنس سافل و آن بر متوسّط و جنس متوسّط بر
جنس عالى مىشود و اگر مبدء را جنس الاجناس قرار دهيم تقدّم به اين لحاظ
معكوس مىشود.
و در تقدّم رتبه حسّى ملاك تقدّم مبدء مكانى است پ س اگر مبدء را در
مجلسى باب آن قرار دهيم باب بر صدر مقدّم مىشود و اگر صدر مجلس را مبدء قرار
دهيم باب متأخّر واقع مىشود.
ملاك در تقدّم بالشّرف:
در تقدّم بالشّرف مناط تقدّم فضل و مزيّت متقدّم بر متأخّر است فلذا اعلم
بلحاظ ازدياد علمش بر عالم مقدّم است.
ملاك در تقدّم طبعى:
در اين قسم از تقدّم ملاك و مناط وجود است يعنى متقدّم از حيث وجود
حظ و بهرهاى دارد كه متأخّر آن نصيب را ندارد اگرچه از وجود بتاتا بىبهره نيست
همچون واحد واثنينى كه اولى وجودش قبل از دوّمى است باين معنى كه در زمان
تحقّق اوّلى دوّمى محقّق نيست ولى در هنگام وجود دوّمى اوّلى موجود است.
ملاك در تقدّم علّى:
مناط در اين قسم وجوب است يعنى معلول وجوبش مستند به وجوب علّت
است چ ه آنكه الشّيىء ما لم يجب بوجوب علّته لم يوجد پ س تقدّم متقدّم در اين قسم
بجهت وجوب آنست قبل از وجوب معلول.
قوله: و هو المسمّى عندهم بالملاك: ضمير « هو » به ما فيه التّقدّم راجع است.
قوله: و هو مشترك بين المتقدّم و المتأخّر: ضمير « هو » به ملاك برمىگردد.
قوله: و يكون منه شيىء: ضمير در « منه » به مشترك راجع است.
قوله: الّا و هو حاصل للمتقدّم: ضمير « هو » به شيىء راجع است.
متن: « ١٥٦، ١٥٥ »
|
في سادس تقرّر الشّيىء مزا |
فى السّابع الكون و لو تجوّزا |