فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٤ - برهان بطلان اولويت غيريه
نفس ذاتش بآن صدق نمىكند زيرا ماهيّت بودن ماهيّت همچون انسان بودن انسان
فرع بر اينستكه در خارج تحقّق و وجود پ يدا كند چ ه آنكه مرتبه وجود بر مرتبه
ماهيّت در واقع مقدّم است اگرچه در ذهن تأخّر دارد و بديهى است كه موصوف بما
انّه موصوف مرتبهاش پ يش از صفت بايد باشد ولى در ظرف اتّصاف نه در رتبه ذات
و بدون در نظر گ رفتن امور عارض بر آن.
قوله: و ذاتها و ذاتيّاتها: كلمه « ذاتها » مبتداء و « ذاتيّاتها » و همچنين
معطوفات بعدى تمام بآن معطوف بوده و خبرش « و ان كانت متقدّمة الخ» مىباشد و
اين عبارت اشاره است به جواب از سؤال مقدّر باين شرح:
سؤال
در مباحث گ ذشته خصوصا در مقام شمردن مراتب اعتراف نموديد كه
ماهيّت و امكان و حاجت ممكنات بر وجودشان متقدّم مىباشند چ ه آنكه گ فتيد:
الشّيىء قرّر، فامكن، فاحتاج، فاوجب، فوجب، فاوجد، فوجد، فحدث.
حال چگ ونه در اينجا مىگوئيد ماهيّت قبل از وجودش چ يزى نبوده حتّى
نفس ماهيّت بر آن صادق نيست و اينكلام بالصّراحة نفى تقدّم ماهيّت را بر وجود
مىكند و بدون ترديد سخن در اينجا با آنچه قبلا گ فتيد تناقض دارد.
جواب
آنچه قبلا گ فته و اعتراف نموديم كه ماهيّت و امكان و حاجت ممكنات بر
وجودشان مقدّم مىباشد باعتبار و ملاحظه وجود خارجى نيست و ابدا مقصودمان از
اين تقدّم، تقدّم بالعلّيّة و بالذّات و بالزّمان و بالشّرف و بالرّتبه نيست تا اين طور تصوّر
شود كه ماهيّت بدون وجود ذات و حقيقى است و بر آن مقدّم مىباشد بلكه مراد از
تقدّم امور ياد شده بر وجود اعتبار وجود ذهنى مىباشد چ ه آنكه ذهندار ماهيّات و
وعاء حقائق مىباشد و بدين ترتيب تناقضى در بين نميباشد چ ون كلام گ ذشته
باعتبار وجود ذهنى ماهيّت بوده و آنچه در اينجا گ فتيم بملاحظه وجود خارجى آن