فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٢ - برهان بطلان اولويت غيريه
ذاتيّهايكه حضرات آنرا مستدعى و مقتضى وجود يا عدم دانستهاند كلام شعرى
مىشود.
و در بعضى از مسفورات برهان بطلان اولويّت ذاتيّه اينطور ايراد شده است.
طرف وجود مثلا اگر اولويّت داشته باشد نسبت بذات ممكن لازم مىآيد
كه يا اولويّت، اولويّت نباشد و يا اولويّت ذاتيّه نباشد و بعبارت ديگر جمع بين
اولويّت و ذاتيّت ممكن نيست زيرا اگر يكطرف مثلا وجود اولويّت داشته باشد با
فرض اولويّت وجود امر از دو حال بيرون نيست يا عدم ممكن الوقوع است يا نيست،
اگر بگوئيم عدم وقوعش ممكن نيست پ س طرف وجود اولويّت ندارد بلكه وجوب
دارد زيرا واجب آنست كه اقتضاى وجود كند و عدمش محال باشد و اگر عروض
طرف ديگر ممكن نباشد وجود اولويّت نخواهد داشت بلكه وجوب وجود خواهد بود و
اگر عدم ممكن الوقوع باشد در اين صورت امكان وقوع عدم يا بدون سبب است و يا
با سبب، اگر بدون سبب باشد لازم مىآيد ترجّح مرجوح بر راجح و ترجّح مرجوح بر
راجح بدتر است از ترجيح يكى از متساويين بر ديگرى و اگر وقوع عدم بواسطه سببى
باشد حال اين سبب يا مسبّب را كه عدم باشد اولى مىكند و يا نمىكند، اگر اولى
نكند پ س سبب نخواهد بود زيرا سبب آنست كه مسبّب را اولى كند و اگر سبب
( عدم) را اولى كند بايد وجود اولى نباشد پ س اولويّت ذاتيّه نخواهد بود زيرا ذاتى از
شيىء جدا نمىشود و چ ون اولويّت وجود زائل شد پ س ذاتى نيست پ س واضح شد
كه جمع بين اولويّت و ذاتى محال است و اولويّت ذاتيّه غير كافيّه هم باطل است
زيرا با فرض اولويّت طرف وجود طرف عدم اگر ممكن نباشد اولويّت نخواهد
بود بلكه وجوب خواهد بود و اگر ممكن باشد و طرف وجود رجحان پ يدا كند لازم
مىآيد ترجّح يكى از متساويين بر ديگرى بدون مرجّح كه باطل است انتهى.
برهان بطلان اولويّت غيريّه
گ فته شد كه منظور از اولويّت غيريّه آنست كه غير ذات منشاء وجود يا عدم
ذات بشود و چ نان چ ه گ ذشت اولويّت تا مادامى كه بحدّ وجوب و ثبوت نرسد هر