فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٥ - بحث هفتم سبب احتياج ممكن به مؤثر
ممكنات باشد ولى امكان باعتبار نبود محذور قبل در آن اشكالى ندارد كه مناط
حاجت باشد زيرا هم با وجود قابل جمع است و هم با عدم چ ون با هيچكدام تقابل و
تعاندى ندارد لذا ممكنات را هم در حال وجود و هم در ظرف عدم ميتوان مستند و
مفتقر به مبدء دانست و در حقّشان گ فت موجودات مستند به مبدء هستند بشرط اينكه
ممكن باشند يا معدومات بعلّت امكانشان احتياج به مؤثّر و فاعل دارند قهرا واجب و
ممتنع نياز و حاجتى ندارند.
شرح عربى: و، منها: الفقر، في، حالة البقاء.
بيانه: انّ الحوادث فى حال البقاء مفتقرة الى العلّة فلو كان مناط
الافتقار هو الحدوث فالبقاء مقابل الحدوث و انكان هو الامكان يثبت
المطلوب.
فهذه الوجوه، شواهدىّ.
خبر ضرورة و ما عطف عليها و الضّمير للتّكلّم.
ثمّ بيّنّا انّ الحدوث ليس مناط الحاجة مطلقا فقلنا:
ترجمه: و از جمله شواهد ما فقر در حالت بقاء مىباشد.
بيان و شرح
حوادث در حال بقاء به علّت احتياج دارند پ س اگر مناط احتياج حدوث
باشد پ س بقاء در مقابل حدوث قرار مىگيرد و اگر امكان باشد مطلوب ثابت مىشود
و اين وجوه شواهد و ادلّه ما بر ادّعائى كه نموديم مىباشد.
كلمه « شواهدى » خبر است براى « ضروره » و آنچه بر آن عطف شده و
كلمه « ياء » براى تكلّم مىباشد.
سپس بيان نموديم كه حدوث مطلقا مناط حدوث نمىتواند باشد و آن قول
ما است كه گ فتهايم: