فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٤ - بحث هفتم سبب احتياج ممكن به مؤثر
يشترط وجود الشّيىء بمعانده و انكان سبق العدم شرطا لتأثير الفاعل
فكذالك لانّ المعاند لمّا يجب ان يكون مقارنا للشّيىء معاند و مناف
له ايضا و امّا الامكان فهو يجامع وجود الشّيىء و ليس مقابلا له.
ترجمه: و از جمله شواهد ما امتناع شرط بواسطه معاند مىباشد.
بيان و شرح
عدمى كه سابق بر وجود بوده مقابل و معاند با وجود است، پ س چگ ونه
وجود شيىء مشروط بمعاند خود مىباشد.
و اگر سبقت داشتن عدم را شرط براى تأثير فاعل نيز بدانيم باز محذور پ يش
مىآيد، زيرا چ ون لازم و واجب است كه معاند مقارن با شيىء باشد لا جرم با آن
منافى و ضدّ است. امّا امكان با وجود شيىء قابل جمع بوده و با آن مقابل و ضدّ
نيست.
شرح فارسى:
توضيح
دليل سوّم
قائلين به علّيّت حدوث عدم سابق را شرط در وجود لا حق دانسته و گ فتهاند
مناط فقر ممكنات حدوث آنها است يعنى وجود بعدمشان در سابق مشروط
مىباشد.
مرحوم مصنّف ميفرمايد:
عدم منافى و معاند با وجود است پ س چ طور ميتوان آنرا شرط وجود قرار داد
و در نتيجه از اجتماع آنها حدوث تحصيل نموده و آنرا مناط حاجت دانست.
بلى سبق عدم بر وجود البتّه شرط در تأثير فاعل مىباشد زيرا ايجاد موجود
تحصيل حاصل و امر محالى است پ س لابد هر موجودى قبل از ايجاد فاعل بايد
مقدوم باشد.
و بهرحال حدوث با تقريريكه گ ذشت مستحيل است مناط فقر و حاجت