فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٢ - بحث هفتم سبب احتياج ممكن به مؤثر
ذات حادث باشد و هر دو باطل و خلاف فرض است پ س فرض صحيح منحصر
ميشود باينكه آنها را ممكن قديم زمانى بدانيم و در عين حال مستند و مفتقر بذات
حضرتش باشند و علّت افتقار در اينجا قطعا امكان آنها است.
قوله: الصّفات الاضافيّة: صفات بر سه قسمند:
١- حقيقيّه محض مانند، حيات.
٢- اضافيّه محض مانند، فوقيّت و ابوّت.
٣- حقيقيّه ذات اضافه و اين نيز بر دو نوعست:
الف: آنكه بتغيّر مضاف اليه متغيّر شود همچون علم و اراده.
ب: آنكه به تغيير مضاف اليه متغير نشود مانند: قدرت.
قوله: فلئن قالوا الكلام الخ:
اشكال و جواب
تقرير اشكال:
محلّ صحبت افعال و مجعولاتيست كه مستند بحضرت حقتعالى هستند و
مدّعاى قائلين بعليّت حدوث اينستكه سبب فقر و استناد آنها بمبدء حدوث آنها
است و ادّعاى شما اينستكه امكان علّت و مناط حاجت آنها مىباشد و براى تسديد
مدّعاى خود بلوازم حق تعالى شاهد آوردهايد، و حال آنكه اينها از محلّ كلام
خارجند زيرا از سنخ افعال و مجعولات حضرتش نيستند و الّا با ملازميّت آنها تنافى
پ يدا مىكند چ ه آنكه بين متلازمين هرگز جعل متخلّل نميشود بلكه لازم نسبت بملزوم
صرف تابع است پ س استشهاد بلوازم اجنبى از بحث در اينجا است.
تقرير جواب:
جاى ترديد نيست كه لوازم حقتعالى قديم ذاتى نيستند زيرا ادّله توحيد
چ نان چ ه گ فته شد قديم ذاتى را منحصر در واجب مىكند و اين مطلب تنها
نه اعتقاد ما باشد بلكه خصم نيز خود بآن اذعان دارد و وقتى قديم و واجب نبودند
يقينا ممكن مىباشند و محتاج بملزوم و از آنطرف چ ون حادث زمانى نيستند پ س