فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤١ - دقت مرحوم مصنف در كلام خواجه طوسى(ره)
شرح فارسى:
توضيح
نتيجه بحث سوّم
خلاصه اين بحث آنستكه امكان در اصطلاح حكماء و فلاسفه همان امكان
خاصّ است يعنى سلب ضرورت ذاتى نسبت بوجود و عدم و گ اهى بمعناى عام
( سلب ضرورت ذاتى از خصوص طرف مخالف) و زمانى نيز بمعناى امكان اخصّ
( سلب ضرورات سه گ انه « ذاتيّه، وصفيّه، وقتيّه») استعمال مىشود.
و از نظر ايشان معانى كه براى امكان ذكر شد نسبت بهر سه زمان (حال،
ماضى، استقبال) يكى است و تفاوتى ندارد.
امّا جمهور كه مراد اهل ميزان باشند يك معناى ديگرى براى امكان نقل
كردهاند كه اخصّ از معانى سهگانه است و نام آنرا امكان استقبالى نهاده و
گ فتهاند اين امكان تنها ناظر است به ضرورات « وصفيّه و ذاتيّه و وقتيّه» در زمان
استقبال و ابدا نسبت بزمان حال يا مضاى ناظر نيست.
مرحوم مصنّف در اين عبارتى كه اخيرا نقل شد ميفرمايد:
از كلام مرحوم محقّق طوسى ظاهر شد كه امكان استقبالى را فقط اهل
منطق معتبر دانستهاند و امّا از نظر حكماء تحقيق اينست كه اينقسم امر زائد و
مستدركى است زيرا از نظر ايشان امكان موضوع در بحث امكان بمعناى خاصّ
است يعنى سلب ضرورت ذاتى از طرف وجود و عدم باينمعنا كه شيىء نسبت بهر
سه زمان از نظر ما ممكن بحت است نه علم بوجودش در يكى از سه زمان داريم و نه
بعدمش چ نان چ ه امكان عام بتحليل ايشان سلب ضرورت ذاتى است به خصوص
طرف مخالف نسبت بهر سه زمان يعنى اگر گ فتيم زيد بامكان عام كاتب است
معنايش اينست كه كتابت براى زيد در هر كدام از سه زمان ممكن محض است نه
وجودش نزد ما معلوم است و نه عدمش و همچنين امكان اخصّ بعقيده ايشان سلب
ضرورت ذاتيّه و وصفيّه و وقتيّه است نسبت بهر سه زمان يعنى نزد ما امور حادثه و
ممكنه در هر كدام از سه زمان ممكن حقيقى بوده و هيچكدام از طرف وجود و عدم
معلوم ما نيست.