فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٩ - كلام محقق لاهيجى عليه الرحمه
وجود بنفسه عبارتست از وجوديكه از سه جهت داراى نفسيّت باشد مانند
وجود واجب زيرا هم فى نفسه است يعنى وجودش رابط بين دو چ يز نيست تا مفادّ
كان ناقصه باشد هم لنفسه است يعنى وجودش رابطى نيست تا نعت براى غير باشد و
هم بنفسه است يعنى وجودش همچون وجود ممكنات نيست كه معلول غير
باشد بلكه بذاته موجود است.
و از اين شرح مختصر معلوم شد كه مقصود از وجود بغيره آنستكه در اصل
تحقّق معلول ديگرى باشد همچون جواهر ممكنه.
تبصره
ارباب صنعت و اهل اصطلاح گ فتهاند وجود كافّه ما سوى و عامّه مخلوقات
رابط محض و محض ربط بمبدء است و بنظر ميآيد كه اين كلام با مقاله در اينجا
تنافى داشته باشد زيرا در اينجا اعراض را موجود فى نفسه و لغيره دانستيم و جواهر را
موجود فى نفسه و لنفسه و بغيره و تقدير نفسيّت در اعراض و جواهر كه از ما سوى
هستند با فرض رابط بودن آنها تهافت دارد.
مرحوم مصنّف ميفرمايند اگرچه بحسب ظاهر و نظر سطحى چ نين است
ولى واقع امر اين نيست و تنافى را مىتوان برداشت زيرا هر كدام از ايندو كلام
باعتبار و لحاظى است غير از ديگرى چ نا چ ه در اينجا فرض فى نفسه و لنفسه و
بغيره مىباشند و در آنجا كه گ فتهاند تمام روابط محض هستند، باعتبار قياس ما
سوى بمبدء است پ س اضافه دو كلام با هم فرق دارد و يكى از اموريكه باعث زوال
تنافى و تنافض است تعدّد اضافه مىباشد.
قوله: ان هى الّا تمويهات و تماثيل: معناى تمويهات همان تماثيل و نقوش است
كه واقعيّتى نداشته بلكه صرف صورت مىباشند.
قوله: و بانفسها اعدام و اباطيل: زيرا ممكن در مرحله ذات و با قطع نظر از علّت
موجده عدم محض و محض باطل است.