تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٢١ - تضاعف عقاب در ذو اللسانين
جرئت پيدا مىكند، پس در واقع شنونده گوينده را بر ارتكاب اينفعل حرام تشجيع نموده و سبب مبادرت وى و ادامه دادنش بآن مىباشد و پرواضح است كه عقاب چنين كسى البتّه بايد بيشتر باشد.
فرق بين ردّ و نهى از غيبت
مرحوم مصنّف بعدا مىفرمايند:
ظاهرا بين ردّ و نهى از غيبت فرق مىباشد چه آنكه مقصود از « ردّ غيبت» آنستكه شنونده غائب را يارى كرده و مناسب با غيبتى كه از وى شده او را كمك كند مثلا اگر عيب دنيوى از او گفته شده در مقام انتصارش بگويد:
اين عيب نيست بلكه عيب صرفا چيزى است كه حقتعالى آنرا عيب دانسته همچون معاصى و گناهانى كه بزرگترين آنها همين غيبت مىباشد.
و اگر عيب اخروى از او گفته شده او را يارى كرده و آن عيب را بنحوى توجيه كند كه دامن شخص غائب را از آلوده بودن به گناه و معصيت پاك كند و اگر آن عيب و نقص قابل توجيه نبود باز دست از يارى او نكشيده و بگويد:
گاهى مؤمن به معصيت مبتلا مىشود و شايسته است بر ديگران كه برايش طلب آمرزش كنند نه آنكه ملامت و سرزنشش نمايند و اين سرزنش و ملامت شايد نزد خدا از عصيان و گناه او بزرگتر باشد.
تضاعف عقاب در ذو اللّسانين
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
گاهى عقاب غيبتكننده مضاعف مىباشد و آن در جائى است كه در حضور شخص از او مدح و تمجيد كند و در غيابش به بدگوئى او اشتغال ورزد.
البتّه مدح و تمجيد از ديگرى نمودن اگرچه امر مباحى است و نبايد منشاء براى شدّت و تضاعف عقاب باشد ولى وقتى با مذمّت و ملامت در غياب منضمّ شود مرتكبش را در روز قيامت ذو اللّسانين خوانده و حرمت غيبت مؤكّد مىشود فلذا