تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦١ - مسئله بيست و يكم حرمت مدح نمودن كسى را كه استحقاق آنرا ندارد يا مستحق مذمت مىباشد
و امّا از اخبار:
از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روايتى كه صدوق عليه الرّحمه نقل نموده مروى است:
كسيكه صاحب دنيا را تعظيم كرده و بخاطر طمع در دنيايش او را دوست بدارد حقتعالى بر او غضب كرده و درجه و رتبهاش با قارون در تابوت اسفل از آتش مىباشد.
و در روايت ديگر كه در حديث مناهى است از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منقولست:
كسيكه سلطان ظالمى را مدح كرده يا گرد او بگردد و يا بطمع مقام دنيوى او برايش تواضع و فروتنى كند در آتش همتاى او خواهد بود.
و مقتضاى اين ادلّه آنستكه مدح شخص بجهت طمع در او حرام مىباشد ولى اگر مدح بمنظور دفع شرّ باشد نه تنها حرام نيست بلكه امرى است واجب و در اخبار عديده وارد شده كه بدترين مردم كسانى هستند كه بمنظور محفوظ ماندن از شرّشان مورد اكرام واقع شوند.
شرح مطلوب
قوله: و الوجه فيه: ضمير در « فيه » به حكم بحرمت راجع است.
قوله: و لا تركنوا الى الّذين ظلموا الخ: آيه (١١٣) از سوره هود.
قوله: و عن النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فيما رواه الصّدوق الخ: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٣٠) باين شرح نقل فرموده:
مرحوم صدوق باسناد سابقش در باب عيادت مريض از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ضمن حديثى روايت كرده كه حضرت فرمودند:
من تولّى خصومة ظالم او اعانة عليها نزل به ملك الموت بالبشرى بلعنه و نار جهنّم و بئس المصير و من خفّ لسلطان جائر فى حاجة كان قرينه فى النّار و من دلّ سلطانا على الجور قرن مع هامان و كان هو و السّلطان من اشدّ اهل النّار عذابا، و من عظّم صاحب دنيا و احبّه لطمع دنياه سخط اللّه عليه و كان فى درجته مع قارون فى التّابوت