تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣٤ - مسئله نوزدهم حرمت كهانت
مىنمايند و بعضى ديگر از آنها گمانشان اين بود كه بواسطه مقدّمات و اسبابى امور را مطّلع مىشوند باين نحو كه از مقدّمات مزبور بر مواقع امور استدلال مىكنند مثلا از كلام يا فعل و يا حال شخص سائل آنها را مىفهمند و نام اين دسته از كهنه به « عرّاف » موسوم مىباشد.
و آنچه از اكثر علماء در تعريف كاهن حكايت شده همان تعريفى است كه مرحوم علّامه در قواعد ذكر فرموده و آن عبارتست از:
كاهن كسى است كه براى وى صاحب رأيى از اجنّه بوده كه برايش اخبار را بازگو مىكند.
و از مرحوم فاضل مقداد در كتاب تنقيح منقولست كه اين تعريف مشهور مىباشد ولى ابن ادريس عليه الرّحمه در سرائر آنرا به قولى نسبت داده است.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
كلمه « رأىّ » در تعريف قواعد بر وزن فعيل بوده و از « رأى » مشتقّ است و وقتى مىگويند فلانى « رأىّ القوم» مىباشد يعنى صاحب رأى ايشان بوده و فكر و نظر قوم تابع رأى او مىباشد.
برخى از ادباء فرمودهاند:
گاهى « راء » بر تبعيّت از همزه مكسور مىشود.
و از قاموس الّلغة و نيز كتاب سرائر نقل شده كه كلمه « رأىّ » بر وزن « غنى » عبارتست از جنّى كه صاحب رأى بوده و به كاهن خبر مىدهد.
و از نهايه ابن اثير نقل شده كه با تابع جنّ كلمه « رأىّ » بر وزن « كمىّ » اطلاق مىشود.
گفتار مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
طبرسى عليه الرّحمه در كتاب احتجاج ضمن سؤالاتى كه زنديق راجع بآنها از امام صادق عليه السّلام پرسيده محضر مباركش عرض مىكند:
اصل كهانت از كجا بوده و كاهن از كجا و روى چه مدركى از حوادث آينده