تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٦ - توجيه كلمات صادره از حضرات معصومين عليهم السلام در مقام تقيه
بگوئيم:
اينگونه كلمات و اقوال محمولند بر اراده خلاف ظاهر بدون اينكه در آنها قرينهاى نصب شده باشد مثلا مىگوئيم از جواز صلوة در ثوب مزبور جواز آن هنگامى كه شستن لباس متعذّر بوده و از طرفى نسبت بپوشيدنش مضطرّ باشيم اراده شده و خود حضرات معصومين عليهم السّلام به اراده محامل بعيدى در پارهاى از موارد تصريح كردهاند مثلا امام عليه السّلام وقتى مىفرمايند:
نافله واجب و فريضه است و مخاطب بفزع مىآيد.
مىفرمايند: مقصودم نماز وتر در حقّ پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در حاليكه اينمعنا خلاف ظاهر كلام بوده و درعينحال قرينهاى بر آن نصب نگرديده.
و از اين توضيح و شرحى كه داديم معلوم مىشود اگر در بعضى موارد امر دائر باشد بين حمل بر تقيّه يا حمل بر استحباب چنانچه در امر بوضوء بدنبال پارهاى امور كه عامّه آنها را حدث مىدانند چنين دورانى وجود دارد حمل دوّم يعنى حمل بر استحباب متعيّن است چه آنكه تقيّه باراده مجاز و عدم ذكر قرينه اداء مىگردد و بعبارت ديگر:
اگر بحمل دوّم ملتزم شويم در ضمن حمل اوّل نيز عملى مىگردد.
شرح مطلوب
قوله: و عليه يحمل قول امير المؤمنين عليه السّلام: ضمير در « عليه » به استحباب تحمل الضّرر المالى الخ راجع است.
قوله: عقيب بعض ما قال العامّة بكونه حدثا: مثل مذى و رعاف و امثال ايندو.
متن:
الثّانى من مسوّغات الكذب
ارادة الاصلاح، و قد استفاضت الأخبار بجواز الكذب عند ارادة الاصلاح.