تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٠٣ - بقيه صورى كه غيبت در آنها جايز است
مورد قتل قرار دهند و در مقابل هركسى را كه ما معيوب قرار دهيم از نظر آنها محمود بوده و تأييدات آنها نصيبش خواهد شد و تعييب و سرزنشى كه از ما نسبت بتو متوجّه گرديده صرفا باين جهت است كه مشهور شده تو از ما بوده و قلبت مايل بما است و از اينجهت تو از نظر مردم محمود و شايسته نيستى و همانطورى كه اشاره كردم جرم و گناهت اينستكه بما مودّت داشته و ميلت بسوى ما مىباشد ازاينرو صلاح ديدم تو را معيوب قرار دهم تا مردم نسبت به دين تو را محمود الامر بدانند و چنانچه اشاره شد اين امر باعث آن مىشود كه شرّ مردم از تو دفع شود چنانچه حقتعالى در قرآن مىفرمايد:
امّا كشتى، پس از آن مساكينى بود كه با آن در دريا حركت مىكردند پس خواستم آنرا معيوب كنم زيرا در آنطرف ايشان سلطانى بود كه هركشتى سالمى را مىگرفت و غصب مىكرد.
اين تنزيل و بيان از حقتعالى است، آگاه باش اى زراره حقتعالى آنكشتى را معيوب نكرد مگر بخاطر آنكه از سلطان در امان، مانده و در دستهاى او مغصوب واقع نشود، كشتى سالم بود و عيبى نداشت و الحمد للّه.
اين مثل را درياب چه آنكه تو محبوبترين مردم نزد من هستى و از تمام اصحاب پدرم چه زنده ايشان و چه مردهاشان پيش من دوستداشتنىتر مىباشى، تو بافضيلتترين كشتى اين درياى عظيم بوده كه آنطرف دريا سلطانى است ظالم و غاصب و مايل است هركشتى كه از درياى هدايت عبور مىكند برگرداند تا آنرا گرفته و كشتى و اهلش را غصب كند، رحمت خدا بر تو باد در حال حيات و زمان ممات، تا پايان حديث.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و ملحق باين صورت است مرتكب شدن غيبت بمنظور حفظ نفس يا مال و يا عرض خود يا شخص ثالثى چه آنكه ضروريّات مبيح محرّمات مىباشند.
شرح مطلوب
قوله: و مثله بل اولى بالجواز: ضمير در « مثله » به جرح الشّهود راجع است.