تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٠٢ - بقيه صورى كه غيبت در آنها جايز است
على يديه، و لقد كانت صالحة ليس للعيب فيها مساغ و الحمد للّه.
فافهم المثل رحمك اللّه، فانّك احبّ النّاس اليّ و أحبّ أصحاب أبي إليّ حيّا و ميّتا، و انّك أفضل سفن ذلك البحر القمقام الزّاخر و ان وراءك لملكا ظلوما غصوبا يرقب عبور كلّ سفينة صالحة ترد من بحر الهدى ليأخذها غصبا و يغصب أهلها، فرحمة اللّه عليك حيّا و رحمة اللّه عليك ميّتا. الى آخر الخبر.
و يلحق بذلك الغيبة للتّقيّة على نفس المتكلّم، أو ماله أو عرضه او على ثالث، فانّ الضّروريّات تبيح المحظورات.
ترجمه:
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از جمله: قدح و جرح در شهودات، چه آنكه اجماع فقهاء دلالت بر جواز آن دارد و نيز مصلحت حكم نكردن بشهادت فسّاق اولى و سزاوارتر از ستر نمودن بر فاسق است.
و مثل آنست در جواز بلكه اولى و سزاوارتر از آن مىباشد جرح روات و نقله احاديث زيرا مفسده عمل به روايت فاسق اعظم و بيشتر از مفسده شهادتش مىباشد.
و ملحق بهمين صورت است شهادت به زنا و غير آن بمنظور اقامه حدود.
و از جمله: دفع ضرر از شخص است كه مورد غيبت واقع شده.
و بر همين معنا بايد حمل شود آنچه از اخبار در ذمّ زراره وارد شده و امام عليه السّلام اينمعنا را در برخى از دستورات و فرامينى كه به عبد اللّه بن زراره دادند بيان كرده و امر فرمودند كه آنها را به پدرش برساند و آن اينستكه حضرت به عبد اللّه فرمودند:
از من بپدرت سلام برسان و باو بگو:
اينكه تو را معيوب قرار داده و نقائصى از تو بازگو كردم صرفا بخاطر دفاع از تو مىباشد چه آنكه هركسى نزد ما مقرّب و محمود باشد مردم بسرعت متوجّه اذيّت او مىشوند و اشخاصى را كه ما دوست داشته و نزديك بخود مىدانيم بخاطر محبّتى كه از ما متوجّه آنها است و قرب و نزديكى كه آنها بما دارند مورد ايذاء و آزار مردم واقعند و مردم اينطور مىپندارند كه حتما و الزاما بايد ايشان را اذيّت داده و حتّى