تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨٨ - فرع فقهى
و باز مؤيّد اينحكم بيانى است كه قبلا گذشت و گفتيم:
امام جائر و پيشوائى كه ظالم باشد احترامى شرعا برايش نيست و غيبتش جايز است.
البتّه در صورتى اين بيان مؤيّد است كه عدم احترام جائر بخاطر جور و ظلمش باشد نه از جهت تجاهرش به ظلم و حقّ هم همين است چه آنكه اگر از جهت تجاهر بظلم احترامى نمىداشت معنا نداشت آنرا در مقابل فاسقى كه علنا فسق مىكند قرار دهند، پس قرينه مقابله دليل است بر اينكه عدم احترام وى بخاطر نفس جور و ظلم او مىباشد.
و در روايت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده:
براى صاحب حقّ جايز است درباره من عليه الحقّ گفتارى داشته باشد.
شرح مطلوب
قوله: و ان كان متستّرا به: ضمير در « كان » به ظالم راجع بوده و در « به » به ما فعل به الظّالم برمىگردد.
قوله: كما اذا ضربه فى الّليل الماضى: ضمير فاعلى در « ضربه » به ظالم و ضمير مفعولى در آن به « مظلوم » عود مىكند.
قوله: و شتمه: معطوف است به « ضربه » .
قوله: او اخذ ماله: ضمير فاعلى در « اخذ » به ظالم و ضمير مجرورى در « ماله » به مظلوم برمىگردد.
قوله: جاز ذكره بذلك: ضمير مجرورى در « ذكره » به ظالم راجع بوده و مشار اليه « ذلك » ضرب فى الّليل و شتم مىباشد.
قوله: عند من لا يعلم ذلك منه: ضمير فاعلى در « لا يعلم» به « من موصوله» راجع بوده و مشار اليه « ذلك » ضرب فى الّليل و شتم مىباشد و ضمير در « منه » به ظالم راجع است.
قوله: لظاهر قوله تعالى و لمن انتصر بعد ظلمه الخ: آيه (٤٢- ٤١) از سوره شورى.
قوله: لا يحبّ اللّه الجهر بالسّوء: آيه (١٤٨) از سوره نساء.