تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨٧ - فرع فقهى
٢- لا يحبّ اللّه الجهر بالسّوء من القول الّا من ظلم.
يعنى: خداوند دوست ندارد كه آشكارا بدى كسى گفته شود مگر مظلوم كه بدى ظالم را علنا بيان نمايد در تفسير قمىّ ذيل اين آيه شريفه چنين آمده است:
خداوند متعال دوست ندارد كه شخص جهرا و علنا ظلم و بدى بديگرى كند مگر كسيكه مظلوم واقع شده.
پس طبق اين تفسير بطور مطلق براى مظلوم تجويز شده كه در مقام معارضه با ظالم بوى ظلم كند.
و از تفسير عيّاشى، از امام معصوم عليه السّلام منقولست كه:
اگر كسى طائفه و جماعتى را ميهمانى نمايد و در ضيافت و پذيرائى از ايشان كوتاهى كرده و بايشان بد بگذرد ميزبان از مصاديق ظالم بحساب آمده در نتيجه بر ميهمانان باكى نيست نسبت بآنچه درباره وى بگويند.
اين روايت را البتّه لازم است توجيه نمود يعنى يا بايد « اسائه » را بر ظلم و هتك احترام ميهمانان حمل كرد يا بر معناى ديگرى قريب بآن محمول دانست ولى درعينحال مدلول آن اينستكه:
مظلوم در آيه شريفه عام بوده و هرمظلومى شرعا مجاز است كه درباره ظالم آنچه بخواهد بگويد.
و نظير اين روايت در وجوب توجيه، روايت ديگرى است كه مضمونش همين معنا بوده و از تفسير مجمع البيان نقل شده و آن اينستكه:
اگر ميهمانى بر شخص وارد و نازل شد و ميزبان درست ضيافتش نكرد بر ميهمان جايز است سوء فعل و بدرفتارى ميزبان را براى ديگران بازگو كند.
و مؤيّد اينحكم كه مظلوم در غيبت ظالم مجاز است همين قدر بس كه منع مظلوم از تظلّم و دادخواهى و بازداشتنش از ذكر ظالم كه خود نوعى تشفّى و آرامش خاطر براى او است حرج و مشقّتى عظيم بوده كه بر وى تحميل مىشود.
مضافا باينكه در تشريع جواز غيبت ظالم براى مظلوم اميد مىرود بدينوسيله ظالم از ظلم مرتدع گردد و آن مصلحتى است خالى از مفسده در نتيجه جواز ثابت مىگردد چه آنكه احكام تابع مصالح واقعيّه مىباشند.