تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧٥ - امر سوم در بيان مستثنيات غيبت
اين اخبار را نقل مىكنيم:
از جمله: فرموده امام عليه السّلام در روايت هارون بن جهم است كه مىفرمايند:
وقتى فاسق تجاهر بفسق نمود هيچ احترامى برايش نبوده و غيبت ندارد.
و نيز كلام امام عليه السّلام در روايت ديگر كه مىفرمايند:
كسيكه پوشش حياء و شرم را بياندازد و علنا مرتكب گناه شود غيبت ندارد.
و نيز روايت ابى البخترى، در اين روايت آمده است:
سه طائفه احترامى ندارند:
١- شخصى كه صاحب هواى نفس بوده و بر طبق آن مرتكب بدعت شود.
٢- پيشوائى كه ظالم و جائر باشد.
٣- فاسقى كه علنا مرتكب فسق شود.
و همچنين مفهوم فرموده امام عليه السّلام در روايت ديگر، حضرت مىفرمايند:
كسيكه با مردم معامله كند و ظلم ننمايد و نيز بايشان خبرى دهد و دروغ نگويد و بآنها وعده دهد و تخلّف ننمايد، پس او از كسانى است كه مروّتش كامل بوده و عدالتش ظاهر و برادرى با وى ثابت و غيبتش حرام مىباشد.
و در روايت صحيحة ابن ابى يعفور كه در بيان علائم و نشانههاى عدالت وارد شده پس از تعريف آن چنين آمده:
و دليل بر وجود اين علائم در شخص عادل اينستكه:
عادل ساتر جميع عيوب بوده و ابدا آنها را اظهار و آشكار نمىكند فلذا بر مسلمين حرام است از حال وى تفتيش و تفحّص كرده و به عثرات و لغزشهاى او واقف شوند.
اينحديث شريف دلالت دارد بر اينكه حرمت تفتيش و عدم جواز تفحّص از حال مؤمن مترتّب است بر اينكه وى بايد ساتر عيوب و عورات باشد و بعبارت ديگر:
اگر مؤمن ساتر عيوب بود و باظهار آنها اقدام نكرد تفتيش از حالش حرام مىباشد، بنابراين در صورت انتفاء ستر حرمت نيز منتفى مىباشد.
و از جمله مفهوم فرموده امام عليه السّلام در روايت علقمه كه از كتاب محاسن حكايت شده: