تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٩ - امر دوم در بيان كفارهاى كه غيبت را محو مىكند
مانند حرمت خون و مالش مىباشد.
و امّا اينكه رفع آن موقوف است بر ابراء صاحب حقّ و اسقاط او دليلش روايات مستفيضهاى است كه اصل معاضد و مؤيّد آنها مىباشد.
از جمله: حديثى است كه قبلا گذشت و آن اين بود كه:
غيبت را خداوند نمىآمرزد مگر آنكه صاحبش ببخشد و نيز غيبت حسنات و سيّئات را نقل مىدهد.
و از جمله: حديثى است كه بسيارى از علماء آنرا از شيخ كراجكى حكايت كردهاند:
سند اينحديث به حضرت على بن الحسين عليهما السّلام متّصل است و ايشان از پدر بزرگوارشان از آباء كرامشان از امير المؤمنين عليهم السّلام نقل كردهاند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند:
هرمؤمنى بر برادر مؤمن خود سى حقّ دارد كه از آنها برئ الذّمّه نمىشود مگر باداء آنها يا صاحب حقّ عفو نمايد تا آنجا كه فرمود:
از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود:
بسا يكى از شما حقّى از حقوق برادر مؤمنش را ترك مىكند، پس روز قيامت از او مطالبه مىشود و در نتيجه بنفع صاحب حقّ و بر عليه اين شخص حكم مىگردد.
و نيز حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در كتاب سرائر و كشف الرّيبه حكايت شده و آن اينستكه حضرت فرمودند:
كسيكه از ناحيه برادر مؤمنش نزد او حقّى در ارتباط با عرض يا مال باشد مىبايد از صاحب حقّ استحلال كند پيش از آنكه بيايد روزى كه در آن روز در هم و دينار در بين نبوده قهرا از اعمال حسنهاش گرفته مىشود و اگر اعمال حسنهاى نداشته باشد از افعال سيّئه صاحب حقّ بحسابش منظور نموده در نتيجه بار اعمال سيّئه او سنگين و زياد مىگردد.
و در روايت نبوى ديگر آمده است:
هركسيكه غيبت مرد مسلمان يا زن مسلمانى را بنمايد حقتعالى نماز و روزهاش را تا چهل روز و چهل شب قبول نمىكند مگر صاحب حقّ از او درگذرد.