تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٦ - مقاله مرحوم مصنف
بطائفة، أو أهل بلدة، أو أهل قرية مع قيام القرينة على عدم ارادة الجمع كذمّ العرب أو العجم، أو أهل الكوفة أو البصرة، أو بعض القرى انتهى.
و لو أراد الأغلب ففي كونه اغتيابا لكلّ منهم، و عدمه: ما تقدّم في المحصور.
و بالجملة فالمدار فى التّحريم غير المدار فى صدق الغيبة و بينهما عموم من وجه.
ترجمه:
مقاله مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اگر مقصود قائل اين باشد:
مذمّت نمودن جماعت غير محصور غيبت نبوده اگرچه متكلّم قصدش انتقاص هريك از ايشان باشد.
مثل اينكه بگويد:
اهل اين قريه يا اهل اين شهر تمامشان چنين و چنان هستند.
بايد بگوئيم:
بدون اشكال عبارت مذكور غيبت محسوب شده و حرام مىباشد و وجهى ندارد كه آنرا از موضوع يا حكم غيبت خارج نمائيم.
و اگر منظور وى اين باشد كه مذمّت نمودن شخص مردّد بين افراد غير محصور غيبت شمرده نمىشود.
بايد بگوئيم:
اين مقاله و گفتار عيبى نداشته و همانطورى كه قبلا ذكر نموديم مىتوان به آن ملتزم شد و لذا برخى از فقهاء به تبعيّت از بعضى از اساطين در باب مستثنيات غيبت فرموده:
اگر متكلّم مذمّت و تعييرش را معلّق به طائفه يا اهل شهر و يا اهل قريهاى نمود و قرينه قائم بود كه وى جميع را اراده نكرده همچون مذمّت كردن عرب يا عجم يا اهل كوفه و يا اهل بصره يا برخى از قرى و قصبات از حكم غيبت مستثنى است يعنى اگرچه از مصاديق غيبت بحساب مىآيد ولى درعينحال حرمتى ندارد.
تمام شد كلام قائل.