تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٤ - مقاله مرحوم محقق كركى در جامع المقاصد
پس همانطورى كه در اين مثال غيبت محقّق نيست و احدى از اهالى شهر از كلام مذكور متأثّر نمىشوند در فرض مورد بحث نيز غيبت تحقّق نيافته و متكلّم مرتكب حرام نشده.
البتّه ناگفته نماند كه بين ايندو از جهتى فرقست و آن اينستكه:
در فرض مورد بحث از حيث اينكه مؤمن در معرض احتمال قرار داده مىشود و اين امر موجب اسائه باو است حرام مىباشد بخلاف مثال مذكور كه احدى از اهالى شهر در معرض احتمال واقع نشده ازاينرو بهيچكدام اسائهاى نگرديده است.
٣- آنكه بگوئيم عبارتى كه متكلّم ايراد نموده نسبت به آنكه در واقع معيوب بوده و واجد نقص هست غيبت محسوب شده و در حقّ ديگرى كه مبرّى از عيب مىباشد اسائه بحساب مىآيد.
امّا جهت غيبت بودن نسبت بمعيوب واقعى آنستكه:
عبارت مذكور در حقّ وى هتك ستر مىباشد چون عيبش را اجمالا متكلّم اظهار كرده چه آنكه وقتى مشاركين مغتاب قليل و كم باشند احتمال وجود عيب در او قوّت يافته لاجرم ديگران بسهولت مىتوانند بعيب او اطّلاع پيدا كنند پس مانند موردى است كه شخص در غياب ديگرى او را نزد سايرين مورد تنقيص و تعييب قرار دهد پس همانطورى كه در اينجا غيبت قطعى الحصول و متيقّن التّحقّق است در مورد بحث نيز امر چنين است.
و امّا جهت تحقّق اسائه نسبت به غير معيوب آنستكه:
متكلّم او را چون در معرض احتمال عيب قرار داده لاجرم نفس در معرض قرار دادن اسائه بحساب مىآيد و بهر تقدير در فرض مورد بحث سه وجه و سه احتمال وجود دارد كه مشروحا بيان گرديدند.
مقاله مرحوم محقّق كركى در جامع المقاصد
مرحوم محقّق كركى در كتاب جامع المقاصد مىفرمايند:
در كلام برخى از فضلاء اينطور يافت شده كه شرط غيبت آنستكه متعلّق آن