تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤٢ - امورى كه موجب تحقق غيبت مىباشند
فلانى كمادب بوده، مردم را تحقير و ذليل مىكند، بر عهده خود براى ديگران هيچ حقّى قائل نيست، بسيار سخن مىگويد، پرخور و پرخواب است، در غير جاى خود مىنشيند.
و امّا ذكر عيب در جامه و لباس مثل اينكه بگوئى: آستين لباس فلانى گشاد بوده، دامنش بلند است، جامهاش چركين مىباشد.
شرح مطلوب
قوله: عدم الفرق فى ذلك: مشار اليه « ذلك » حرمت تنقيص و تعيير مىباشد.
قوله: او خلقه: بضمّ خاء.
قوله: و قد روى عن مولانا الصّادق عليه السّلام الخ: اين روايت را مرحوم محدّث كبير ملّا محمّد باقر مجلسى عطّر اللّه مرقده الشّريف در كتاب بحار طبع جديد ج (٧٥) ص (٢٥٧) حديث ٤٨ باين شرح نقل فرموده:
قال الصّادق عليه السّلام: الغيبة حرام على كلّ مسلم ... تا آنجائيكه فرمودهاند:
و وجوه الغيبة يقع بذكر عيب فى الخلق و الخلق و العقل و المعاملة و المذهب و الجيل (و الجهل خ ل) و اشباهه الى آخر الحديث.
قوله: قيل امّا البدن الخ: مرحوم شهيدى در حاشيه فرمودهاند كه قائل اينقول مرحوم سيّد جزائرى در كتاب انوار مىباشد و قبل از وى ورّام در مجموعه آنرا فرموده است.
قوله: و الحول: بر وزن « تعب » سفيدى است در آخر چشم.
قوله: العور: عيب در چشم را گويند.
قوله: القرع: بر وزن « تعب » طاس شدن سر را گويند.
قوله: او اسكاف: بكسر همزه پينهدوز را گويند.
قوله: مرّاء: يعنى جدل كن.
قوله: واسع الكمّ: كلمه « كمّ » بضمّ كاف و تشديد ميم آستين را گويند.
قوله: طويل الذّيل: يعنى دامن لباسش بلند است.