تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤١ - امورى كه موجب تحقق غيبت مىباشند
خلق و يا فعل و يا قول و يا دين و يا دنياى او باشد حتّى متذكّر شدن عيب در لباس يا خانه و يا دابّه و يا غير اينها نيز غيبت بوده و شرعا حرام مىباشد و در روايتى از مولانا الصّادق عليه السّلام اشاره بآن شده و حضرت فرمودهاند:
غيبت به ياد نمودن و متذكّر شدن امورى تحقّق مىيابد و آنها عبارتند از:
١- ذكر عيب و نقص در خلق شخص.
٢- بيان عيب در فعل ديگرى.
٣- بدگوئى كردن از معامله غير.
٤- مذمّت نمودن از مذهب او.
٥- بيان كنند كه فلانى جاهل و نادان است.
و ذكر امورى كه نظير و شبيه اينها مىباشد.
برخى از اهل دانش گفتهاند:
ذكر عيب در بدن شخص مانند اينكه بگوئى در چشم فلانى مرض عمش يا حول و عور مىباشد يا آن شخص مبتلا به قرع بوده و يا قامتش كوتاه و يا بلند است يا رنگ او سياه و يا زرد مىباشد و همچنين متّصف كردنش بتمام اوصافى كه اگر بشنود ناخرسند مىگردد تماما غيبت مىباشند.
و امّا ذكر عيب در نسب مثل اينكه بگوئى: پدر فلانى فاسق يا خبيث و يا خسيس و يا اسكاف و پينهدوز و يا بافنده مىباشد و نيز اوصافى شبيه باينها را باو نسبت دهى بطورى كه وقتى شنيد بدش بيايد.
و امّا ذكر عيب و نقص در خلق، مثل اينكه بگوئى، فلانى بداخلاق، بخيل، اهل جدال، متكبّر، عصبانى، ترسو، ضعيف القلب مىباشد.
و امّا بيان عيب در افعالى كه متعلّق به دين است مثل اينكه بگوئى: فلانى سارق، كذّاب، شارب الخمر، خائن، ظالم، سهلانگار در نماز بوده، ركوع و سجودش را درست انجام نمىدهد، از نجاسات اجتناب و احتراز نكرده، به پدر و مادرش احسان نمىنمايد، خود را از غيبت نمودن مردم بازنمىدارد، متعرّض عرض ديگران مىشود.
و امّا متذكّر شدن عيب در افعالى كه متعلّق به دنيا است مثل اينكه بگوئى: