تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٣ - مقاله مرحوم مصنف
عنه فينكر ذلك و قد اخبرنى عنه قوم ثقات، فقال لى:
يا محمّد كذّب سمعك و بصرك عن اخيك، فان شهد عندك خمسون قسامة و قال لك قولا فصدّقه و كذّبهم و لا تذ يعنّ عليه شيئا تشينه به و تهدم به مروّته، فتكون من الّذين قال اللّه انّ الّذين يحبّون ان تشيع الفاحشة فى الّذين آمنوا لهم عذاب اليم فى الدّنيا و الآخرة.
قوله: و لا يقيّد اطلاق النّهى الخ: مقصود از « نهى » نهى در فرموده امام عليه السّلام است كه فرمودند: و لا تذيعنّ عليه شيئا تشينه به و تهدم به مروّته.
قوله: من جهة الاستشهاد بآية حبّ شياع الفاحشة: يعنى حبّ شياع فاحشه در مقام عمل هرگز از قصد به اذاعه فاحشه منفكّ نيست و با توجّه باينمعنا نهى از اذاعه مقيّد است به قصد بآن.
و اين توجيهى است كه براى تقييد نهى مىتوان نمود و امّا بيان عدم تقييد نهى، پس مىگوئيم:
مفاد آيه شريفه ايعاد است بر مجرّد حبّ شياع فاحشه و اينمعنا بهمين قدر كه شخص راضى به اسائه مؤمنين و آزار بآنها باشد تحقّق مىيابد در نتيجه ايعاد واقع در آيه بهركسى كه زبان به بدى ديگران بگشايد بطريق اولى متوجّه مىگردد زيرا وى سبب اذاعه فاحشه را فراهم و ايجاد كرده است اگرچه قصدش اذاعه فاحشه نبوده باشد و طبق اين تقرير استشهاد به آيه شريفه كه در كلام امام عليه السّلام واقع شده تنبيه است بر اينكه متكلّمى كه زبان به صفات قبيح و اوصاف زشت ديگران بگشايد در حكم كسانى است كه اشاعه فحشاء را دوست داشته و قصدشان را بازگو كردن اين اوصاف اشاعه فحشاء مىباشد در نتيجه بايد بپذيريم كه اطلاق نهى از اذاعه در فرمايش امام عليه السّلام بحال خود باقى بوده و هيچ تقييدى بآن متوجّه نيست و بعبارت ديگر:
استشهاد بآيه مرجعش به ادراج حكمى است نه موضوعى يعنى كسى كه تكلّم به اوصاف زشت ديگران نموده و آنها را براى ديگران بازگو مىكند در حكم كسانى بوده كه شياع فاحشه را دوست دارند نه آنكه مصداق اين كلّى باشد.
قوله: بل الظّاهر انّ المراد مجرّد فعل ما يوجب شياعها: يعنى مقصود از حبّ شياع