تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٢ - مقاله مرحوم مصنف
اگر مراد صاحب صحاح اين باشد كه ذكر عيوب اشخاص مستور بنحوى كه اگر بشنوند مغموم و محزون مىشوند غيبت است اگرچه نسبت به صفت ذكرشده متجاهر باشد بدليل آنكه اجمالا مىتوان گفت كه وى از مصاديق « من ستره اللّه عليه» است ولو نسبت به بعضى از معاصى.
اينكلام و گفتار با اخبار متقدّمه مخالف است زيرا مفاد آنها اينستكه اينفرد از غيبت خارج است و اگر مراد وى اين باشد: ذكر وصفى كه شخص نسبت بآن متجاهر نيست غيبت است نه آنچه متجاهر مىباشد در اينصورت كلام وى با اخبار موافق است بلكه عين مفاد آنها مىباشد.
قوله: حينئذ: يعنى حين لا يكون ذكر الشّخص نقصا.
قوله: و ليس ممّن يكون ذلك نقصا فى حقّه: ضمير در « ليس » به مقول فيه راجع بوده و مشار اليه « ذلك » الشّيئ المقول مىباشد.
قوله: قد يحرم هذا من وجه آخر: مثل اينكه متكلّم قصدش از نفى اجتهاد كوبيدن و مخذول نمودن شخص و اسقاطش از اعتبار نزد مردم باشد.
قوله: بحيث يستنكف عن ظهوره للنّاس: ضمير در « يستنكف » به مقول فيه راجع است و ضمير در « ظهوره » به « الشّيئ المقول» عود مىكند.
قوله: لكونه كشفا لعورة المؤمن: يعنى كشفا لسرّه.
قوله: و فى صحيحة ابن سنان عن ابى عبد اللّه عليه السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (٨) ص (٦٠٨) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب، از محمّد بن يحيى، از احمد بن محمّد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از عبد اللّه بن سنان قال: قلت له الخ.
قوله: و فى رواية محمّد بن فضيل عن ابى الحسن عليه السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (٨) ص (٦٠٩) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن علىّ بن الحسين در كتاب « عقاب الاعمال» از محمّد بن موسى بن المتوكّل، از محمّد بن يحيى، از سهل بن زياد، از يحيى بن المبارك، از عبد اللّه بن جبله، از محمّد بن فضيل، از ابى الحسن موسى عليه السّلام قال:
قلت له: جعلت فداك الرّجل من اخوانى يبلغنى عنه الشّيئ الّذي اكرهه، فاسئله