تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣١ - مقاله مرحوم مصنف
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
نهى در روايت مذكور مطلق بوده و مقيّد به قصد شين نيست و نبايد استشهاد به آيه حب شياع فاحشه را قرينه بر تقييد مزبور قرار داد بلكه ظاهرا مقصود مجرّد مرتكب شدن فعلى است كه موجب شياع فاحشه گردد اگرچه فاعل قصدش اشاعه فحشاء هم نباشد.
و اساسا بايد توجّه داشت كه حسنى ندارد امام عليه السّلام بخواهند تنبيه بفرمايند بر اينكه قاصد اشاعه فاحشه در عموم آيه داخل مىباشد بلكه حسن در اينستكه آنجناب بيان بفرمايند كه قاصد سبب قطعا قاصد مسبّب نيز هست يعنى كسيكه كارى را كه سبب اشاعه فحشاء مىشود انجام دهد حتما فحشاء شايع مىشود اگرچه او قصد مسبّب (اشاعه فحشاء) را نداشته و عنوان آنرا اراده نكرده باشد چه آنكه ايندو (سبب و مسبّب) از هم جدا و منفكّ نيستند.
شرح مطلوب
قوله: و يؤيّد ذلك: مشار اليه « ذلك » اعتبار كون الشّيئ غير منكشف مىباشد.
قوله: فان كان صدقا: ضمير در « كان » به شيئ تكلّمشده راجع است.
قوله: فان اراد من المستور الخ: ضمير فاعلى در « اراد » به صاحب صحاح راجع است و توضيح مراد اينكه:
آنچه از اخبار همچون خبر ابن سنان يعنى فرموده امام عليه السّلام: ان تقول فى اخيك ما فيه ممّا قد ستره اللّه عليه و نيز احاديث ديگرى كه همسياق با آن بوده و از نظر مضمون با آن متّحدند استفاده مىشود آنستكه غيبت عبارتست از ذكر نمودن وصفى كه حقتعالى در مغتاب مستور فرموده است اعمّ از آنكه صاحب وصف مطلقا متجاهر نبوده يا متجاهر باشد ولى در غير وصف مذكور، بنابراين ذكر وصف مزبور بلحاظ اين اخبار غيبت بحساب مىآيد چنانچه طبق تعريف صحاح نيز غيبت صادق است مشروط باينكه « مستور » در كلام صاحب صحاح حمل شود بر مستور از حيث اين مقول و امّا اگر آنرا بر مستور در مقابل متجاهرى كه هيچ باكى از ذكر فسقش در بين مردم ندارد حمل كنيم در اينفرض بايد بگوئيم: