تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٤ - مقاله مرحوم مصنف
و من ذكره من خلفه بما هو فيه ممّا لا يعرفه النّاس فقد اغتابه.
و من ذكره بما ليس فيه فقد بهته.
و حسنة عبد الرّحمان بن سيابة بابن هاشم قال: قال: سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول: الغيبة ما تقول في أخيك: ما ستره اللّه عليه.
و أمّا الامر الظّاهر فيه مثل الحدّة و العجلة فلا.
و البهتان أن تقول فيه: ما ليس فيه.
و هذه الاخبار كما ترى صريحة في اعتبار كون الشّييء غير منكشف.
ترجمه:
[مقاله مرحوم مصنّف]
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
در صورتيكه « كراهت » واقع در اخبار و كلمات اصحاب را به كلامى كه شخص مورد غيبت را با آن ياد مىكنند راجع دانسته نه وجود وصف اولى و سزاوار همانست كه قبلا در تعريف غيبت بيان داشته و گفتيم:
غيبت عبارتست از اينكه انسانى را بواسطه كلامى كه از آن بدش مىآيد بياد بياوريم اعمّ از اينكه عيب مستور و نهانى او را اظهار كنيم اگرچه بقصد انتقاص او نباشد يا عيب غير مستورش را به نيّت تنقيص او متذكّر گرديم و در فرض دوّم فرقى نيست بين اينكه متكلّم قصد انتقاص را داشته يا نفس كلام موجب تنقيص او باشد نظير اينكه شخص متّصف باشد بالقاب مشعر به ذمّ.
بلى، اگر كراهت را به وصفى كه بشخص نسبت مىدهند ارجاع دهيم البتّه متعيّنا مراد اينست كه شخص مورد غيبت از ظهور آن صفت كراهت داشته در نتيجه غيبت بقسم اوّل اختصاص پيدا مىكند و قسم اوّل آن بود كه شخص اظهار عيب مستور ديگرى را بنمايد.
تأييد احتمال اخير
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و مؤيّد اين احتمال بلكه معيّن آن اخبار مستفيضهاى است كه دلالت دارند بر اينكه شرط است عيب گفتهشده در شخص مورد غيبت مستور و غير منكشف باشد