شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٢٩٥ - غرر في أن المقولات التي تقع فيها الحركة كم هي
١- قوه خيال در انسان مبدأ اول تحريك بدن اوست «القوة الخالية في الإنسان هي المبدأ الأول لتحريك بدنه».
٢- نفس يا منطبعه است و يا مجرده، آن چه را كه نفوس منطبعه ادراك مىكنند ادراكات جزئيه است، لذا تصوّرات و تخيّلات تجدّدى اتصالى از نفوس منطبعه نشأت مىگيرند.
و آن چه را كه نفوس مجرّده تصور مىكنند صور علميه كليه است، و إن شئت قلت: إن متصورات النفوس المجردة لا تكون إلا كلية، كما أن فعل النفوس المنطبعة لا يكون إلا إدراك الجزئيات.
گاهى نفس مىگويند و از آن روح بخارى را اراده مىكنند كه در اين جا مراد نيست.
٣- متصوّر بالذات كه همان علم و معلوم بالذات است آن صورت حاصله لدى المدرك (بالكسر) است. و قيد بالذات براى اخراج متصوّر بالعرض است كه شيء خارج از قوّه مدركه است و صورت علميه مدركه لدى النفس حاكى و مطابق آنست كه قهرا نفس مدركه با آن شيء خارج معلوم بالعرض يك نحو تعلق و موافات و ملاقات و ارتباط دارد؛ نه اين كه هر شيء خارجى مطلقا معلوم و متصور بالعرض نفس باشد.
٤- على التحقيق تمام ادراكات نفس حتى ادراكات محسوسه به علم حضورى است، و صور علميه محسوسه را نحوى از تجرّد است. انسان آن چه را كه از حواس ادراك مىكند اعمّ از ملموسات و مسموعات و مبصرات در حقيقت صور ذهنيه و به اعتبارى از كيفيّات نفسانيند، و قائم به نفس به قيام صدوريند لذا محسوسات را يك نحو تجرّد است. مثلا ملموسات حال در عضو و ماده نيستند و گر نه انطباع مثلان در محل واحد لازم آيد.
و هر يك از صور محسوسه بالذات درجه درجه تجرّد پيدا مىكند و غذاى نفس ناطقه مىشود- يعنى به دو معنى عين، عين نفس مىشود: هم چشم نفس مىشود كه گوهر نفس به نور علم بينا مىشود، و هم ذات نفس مىشود كه اتحاد ادراك و مدرك و مدرك است مطلقا كه هم اتحاد حسّ به محسوس است، و هم اتحاد خيال به متخيّل، و هم اتّحاد عاقل به معقول، ثم اقرأ و ارقه-.
٥- همان گونه كه انسان جامع النفسين است ١- يعنى هم داراى نفس منطبعه است كه ادراكات جزئيه از او نشأت مىگيرد، و هم داراى نفس مجرّده است كه ادراك صور كليه مىكند، و اين دو نفس در حقيقت يك نفس ذات مراتب به تشكيك وجودى است ٢- اجرام فلكى را نيز جامع النفسين مىدانند كه تصورات جزئيه عقول كه مبادى آنها هستند دارند و در تشبّه بدانها در حركتند، و هم ادراكات كليه دارند. تصورات و تخيّلات افلاك اجرام علوى، تجدّدى اتصالى است، و مقاصد آنها صور جوهرى عقلى است كه اشرف از جواهر عنصريند.
٦- ذاتيات اشياء در انحاى وجودات خارجى و ذهنى محفوظند كه صورت علميه جوهر، جوهر است و اشياء به حقايقشان در ذهن موجودند.