شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٤٥ - جايگاه علمى، تعريف و موضوع طبيعيات
ب- محور به ظاهر اساسى ديگرى كه جولانگاه تاخت و تاز مخالفان فلسفه اسلامى گشته،
مبحث طبيعيات قديم است، زيرا اكثر مطالب آن ارزش علمى خود را از دست داده و ابطال گرديده است. به زعم منتقدان عجول و خام انديش، نقطه ضعف بزرگى را يافتهاند، كه درمان ناپذير است و چه توهمات و داستان سرايىهايى كه به دنبال آن در مقام استنتاج بر آن مترتّب ننمودهاند، تا جايى كه پا را از حريم طبيعيات فراتر نهاده و به الهيات و بخشهاى ديگر فلسفه و معارف اسلامى حملهور شدهاند و با كيمياى جهالت مىخواهند از اشكال مسى زنگ زده خود، طلا بسازند.
براى تبيين دقيق و علمى مسئله و جايگاه طبيعيات قديم در فلسفه اسلامى و ريشه تحولات تاريخى آن و مقايسه آن با ديدگاههاى جديد در علوم تجربى عصر حاضر، مطالبى را در چند فصل معروض مىداريم.
١- جايگاه علمى، تعريف و موضوع طبيعيات:
طبيعت از نظر قدما عبارتست از: هر آنچه در دايره محمولات آن (طبيعت) از حيث حركت و سكون مورد بحث واقع بشوند، و نيز موضوعاتى جزئى هستند مربوط به يكى از قواى نفس كلى كه شناخت قوّه دگرگونى كننده در موجودات اعم از انسان و حيوان، گياه و افلاك و غيره، و يا به عبارت ديگر پيرامون عناصر تشكيل دهنده (پديدهها و اجسام) آن و يا قوانين حاكم بر روابط پديدهها بحث نمايد، و بيشتر از طريق تجربى قابل شناخت و وصول است اين علم را علم طبيعى مىگويند<![if !supportFootnotes]>[٤٨]<![endif]>. كه دقيقا مطابق با علوم تجربى عصر ما از قبيل فيزيك، شيمى، پزشكى، زيست شناسى و ... هستند.
از طرفى مىدانيم كه موضوع اصلى حكمت و فلسفه، مطلق وجود و عوارض ذاتيه آن است<![if !supportFootnotes]>[٤٩]<![endif]> و اصلا به علم كلى معروف و معنون است. بنا بر اين همت دانشمند