شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٢٦ - ب - دوران شرح و بسط و نقادى و آغاز شكل گيرى و تكوين فلسفه اسلامى
پايههاى تئوريك و شاكله فلسفه مستقل اسلامى به دست توانمند معلم ثانى، ابو نصر محمّد فارابى (٢٦٠- ٣٣٠ ه. ق) تكوين يافت. عناوين و محتواى كتب فارابى نشان دهنده نيت و تصميم آشكار وى براى طراحى و معمارى فلسفه اسلامى و الگو پردازى در برابر حكمت يونان است. وى در «كتاب الجمع بين الرأيين الحكيمين» به داورى و نقادى آراء افلاطون و ارسطو پرداخت. او تا حد امكان سعى نمود ميان دو سيستم متفاوت فلسفى از طريق جرح و تعديل، وحدت ايجاد نمايد. او در برابر نظام واژگان فلسفى و حتى سياسى يونانى، اصطلاحات اسلامى و نظريه سياسى مدينه فاضله اسلامى را مطرح مىنمايد. كتاب سياست مدينه و آراء اهل مدينه او پاسخى به كتاب جمهورى افلاطون است. فارابى حاكميت خدا، نبى، امام و عالمان دينى را در برابر حكومت اشراف و نظام طبقاتى افلاطون ارائه مىدهد. در كتاب فصوص الحكم فارابى آراء موجز و به تعبير امروزين، مانيفست فلسفه اسلامى را پيريزى مىكند و در واقع آن را به نحوى عالمانه و ماهرانه با شيوه اسلامى جايگزين متافيزيك ارسطو و اثولوجياى فلوطين مىنمايد. نكته بسيار اساسى و مهمى كه حائز اهميت بسيار و قابل توجه و جنبه كاملا ابتكارى دارد، تلاش وى براى توافق و تلائم بين دو نظام شريعت و فلسفه است. توجيهات و تفسير كاملا دينى وى تقريبا به تعديل و رفع تخاصم بين دين و فلسفه انجاميد. او در كتاب «احصاء العلوم» در شيوه معمول تقسيمبندى علوم، تغييرات و تحولاتى پديد آورد و در كتاب «موسيقى كبير»، علم موسيقى را به طرز بسيار حيرت انگيز و دقيق، تنظيم و تنسيق نمود كه ارزش علمى آن قرنها پس از حياتش همچنان براى جهانيان كار گشا بود.
در همين راستا شيخ الرئيس ابو على سينا (٣٧٠- ٤٢٧ ه. ق) به توسعه و تكميل فلسفه اسلامى و پالايش آن از فلسفههاى ديگر پرداخت. در باره آراء ابتكارى فلسفى و خاص ابن سينا و تفاوت آن با فلسفههاى يونانى به ويژه ارسطو و افلاطون و غيره بايستى دهها رساله و پايان نامه و كتاب به نگارش درآيد. تا از راه تطبيق و