شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٢٥ - ب - دوران شرح و بسط و نقادى و آغاز شكل گيرى و تكوين فلسفه اسلامى
مىنمايد. علاوه بر ترجمه متون اصلى فلسفه يونان، شرح حال فيلسوفان يونان توسط تاريخ نگاران مسلمان فلسفه<![if !supportFootnotes]>[١٩]<![endif]> به تفصيل، به رشته تحرير درآمده كه بعضى از آنها منحصر به فرد و ارزش جهانى دارد<![if !supportFootnotes]>[٢٠]<![endif]>. ابو يوسف يعقوب بن اسحاق الكندى (متوفى در حدود ٢٥٨ ه. ق)<![if !supportFootnotes]>[٢١]<![endif]> را مىتوان واسط بين دوره ترجمه و آغاز دوره اجتهاد فلسفى برشمرد. در احوال او نوشتهاند كه علاوه بر زبان عربى به دو زبان يونانى و سريانى مسلط بوده است. يعنى هم اهل ترجمه و شرح بوده و هم تأليف. كسانى مانند: ابن نديم و ابن ابى اصيبعه و قفطى، آثار او را تا حدود دويست و هفتاد جلد ذكر كردهاند. شاگردان بزرگى مانند ابو معشر بلخى و احمد بن الطيب سرخسى داشت كه در قرن سوّم و چهارم هجرى در زمينههاى گوناگون رياضى، طب، نجوم، فلسفه و طبيعيات تأثير به سزايى گذاردهاند. نحوه برخورد عالمان و متفكران اسلامى با آراى حكماى يونان باستان بسيار متنوع و متضاد است. آنان هيچ گاه انفعالى و مقلّدانه مجذوب فرهنگ بيگانه نشدند و گاه با مخالفت شديد، به ابراز آراى جنجالى پرداختند، مانند ابو بكر محمد بن زكرياى رازى (٢٥١- ٣١٣ ه. ق). او به مقابله با آراى افلاطون و ارسطو پرداخت. آثار او مشحون از نظرات مخالف است.