شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ١٨ - بررسى ماهيت فلسفه يونان باستان از ديدگاههاى گوناگون
فلسفه توسط غربيان است. آنان تاريخ فلسفه جهان را با تاريخ فلسفه يونان و رم باستان- به عمد يا به سهو- آغاز كردهاند و فلسفههاى مشرق زمين را مغفول گذاردهاند. براى نمونه مىتوان به آثار كاپلستون، برتراند راسل، ويل دورانت، اميل برهيه و ... مراجعه كرد. به ندرت در دوران معاصر، بعضى از مورخان فيلسوف منش غربى مانند كارل ياسپرس<![if !supportFootnotes]>[٨]<![endif]> و يا آلبرت آوى<![if !supportFootnotes]>[٩]<![endif]> به فلسفههاى شرقى اشاراتى گذرا داشتهاند. مشكل اينجاست كه روشن فكران و تحصيل كردگان ما، حتّى براى آشنايى با تاريخ فلسفه شرق هم، به منابع غربى رجوع نموده و آنها را ملاك پژوهش و تحقيق قرار مىدهند و خود در پى كاوش جديدى برنمىآيند و هنر آنان در تكرار همان تحليلها و برداشتهاى كليشهاى كه در منابع غربى ذكر شده، خلاصه مىگردد.
٢- بررسى ماهيت فلسفه يونان باستان از ديدگاههاى گوناگون:
يكى از مغالطات زيركانه، همين گزينش عنوان واحد براى فلسفه يونان كهن است كه صرفا لفظى كلى و تنها از زمان خاصّى حكايت مىكند و هيچ معناى محصّل و جامعى كه ما به ازاء دقيقى در برابر آن بتوان نهاد افاده نمىكند. مىدانيم كه انواع آراء و مكاتب فلسفى در دوره يونان باستان وجود داشته كه از جنبههاى مختلف قابل بررسى و تقسيمبندى مىباشد. مثلا از حيث الحادى و يا الهى بودن، اشراق و مشاء، جزمى، (سوفسطايى) شك گرايى، طبيعى (طبيعت گرايى) و غير طبيعى، ايستا و پويا، كثرت گرا و وحدت گرا، اخلاقى و غير اخلاقى و