شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ١٦ - اقسام فلسفههاى رايج در جهان، قبل از اسلام
مستقيم و يا غير مستقيم آن در ساختار و ارگانيزم فلسفه اسلامى، راه ديگرى است كه ما را به مقصود نزديكتر مىسازد.
٣- تدوين و تنظيم نظام جامع و مستقل فلسفى اسلامى و روزآمد و كارآمد نمودن آن بر اساس آراء موجود فلسفى مضبوط و آثار و كتب منابع فلسفه اسلامى، كه از اوجب واجبات هم هست. زيرا اين خلأ بهترين حربه سوء استفاده را به دست منتقدان فلسفه اسلامى داده است. هر چند بعضى گامهاى مقدماتى ارزندهاى در اين زمينه برداشته شده است<![if !supportFootnotes]>[٣]<![endif]> و ليكن تا رسيدن به مقصد نهايى كارهاى فراوان بر زمين مانده، بىاندازه زياد است.
مطالبى كه در اين مقدمه گرد آمده، ناظر به بخشى از طريقه نخستين و در مقام اثبات استقلال علمى و تاريخى فلسفه اسلامى است.
١- اقسام فلسفههاى رايج در جهان، قبل از اسلام:
در كليه مراكز تمدنى جهان قبل از اسلام، علاوه بر تعاليم انبياى عظام سابق، انديشههاى فلسفى حكماى آن مناطق نيز مطرح بوده است. مانند ايران، هند، چين، مصر، يونان و رم كه بر اساس مدارك و شواهد موجود در ميراث مكتوب آن دوره، منعكس گشته و تبيين شده است. به عنوان مثال، كتاب «اوستا» از ايران<![if !supportFootnotes]>[٤]<![endif]> و يا گزارشاتى كه شيخ اشراق سهروردى از حكمت ايران باستان ذكر كرده است.<![if !supportFootnotes]>[٥]<![endif]>
در هند نيز دهها مكتب فلسفى كهن وجود داشته و اكنون در اختيار ماست مانند