شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٤٤
روايات است؛ مثلاً در نقد روايتى كه مى گويد پيامبر صلى الله عليه و آله معناى جلال را از كعب الاحبار پرسيد، چنين مى فرمايد:
«اين سخن، كه رسول صلى الله عليه و آله از كعب الاحبار معناى جلال را پرسيد، غلط است؛ چون علماى رجال و سِيَر اتفاق كردند كه كعب پس از رحلت آن حضرت به مدينه آمد و اسلام آورد و اصلاً آن حضرت را نديده است». [١]
هم چنين در رد نظريه تفسير شيخ ابوالفتوح در ذيل آيه «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ» گويد:
«اين سخن جدلى البته صحيح نيست؛ زيرا به اتفاق، سوره مكى است و عايشه در مدينه، پس از هجرت به ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله در آمد و شايد هنگام نزول سوره، هنوز عايشه متولد نشده باشد». [٢]
و يا درباره اصحاب صفّه مى نويسد:
«اصحاب صفّه پس از هجرت در مدينه بودند و در مكّه صفّه و اصحاب صفّه نبود. بنابراين روايت هم صحيح نيست و بهتر آن است كه بگوييم، اين آيه در شأن چند تن از فقراى مسلمان آمد؛ اگر چه به خصوص آنان را نشناسيم و شناختن آنها لازم نيست». [٣]
و درباره روايتى، كه در ذيل آيه ۲۸ سوره كهف در جلد هفتم تفسير ابوالفتوح رازى، صفحه ۳۳۰ آمده كه سلمان فارسى در مكه مسلمان شد، مى نويسد:
«سوره كهف به اتفاق مكى است و سلمان فارسى در مدينه، پس از هجرت حضرت، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مشرف گرديد. پس اين روايت صحيح نيست».
به اعتقاد ايشان، آگاهى از تاريخ و ارزيابى تاريخى روايات تا آن اندازه مهم و اساسى است كه حتى صحّت سند هم نمى تواند جبران ضعف موجود در متن