شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٥٧
جواب چهارم از او، آن است كه در قوم نوح جماعتى بودند كه جبر مى گفتند و اعتقاد ايشان آن بود كه كفر ايشان به مشيّت و ارادت خداى تعالى است. خداى تعالى از نوح اين باز گفت كه نوح ايشان را گفت بر سبيل انكار كه اگر كار بر اين جمله است كه شما گفتيد كه كفر كافر به فعل خداست يا به خواست خدا، پس نصيحت من شما را سود ندارد؛ يعنى به خلاف اين است.
جواب پنجم از او آن است كه حسن بصرى [١] گفت: معنى آيه آن است كه نصيحت من شما را سود ندارد عند آنكه خداى تعالى هلاك شما خواهد، براى آنكه ايمان عند نزول عذاب نافع نباشد و توبه مقبول نبود؛ براى آنكه بنده ملجأ باشد به توبه و ايمان و نصح، اخلاص العمل من الفساد باشد و نقيض او غش باشد و درزى را از آنجا ناصح گويند كه او دريده بدوزد و به اصلاح آرد. و اصل «غىّ»، «خيبت» باشد؛ چنان كه گفتم و در ضد رشد استعمال كنند و در جاى عذاب و عقوبت به كار دارند. (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۵، ص ۳۹۲ ـ ۳۹۴)