شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٤٣
مى شود كه در مردود شمردنش نبايد كم ترين ترديدى به خود راه داد؛ [١] ولى با اين همه بايد توجّه داشت كه مراد از مخالفت روايت با عقل اين نيست كه هر كس حق دارد با مشاهده اندك تعارض ابتدايى ميان عقل و نقل، حكم به بطلان نقل و سقوط آن از حجيّت و اعتبار نمايد. آن مرحوم خود در اين باره مى فرمايد:
«اگر روايت مخالف عقل باشد، آن را رد بايد كرد؛ يعنى عقل به يقين حكم به بطلان آن كند، نه ظنّ و تخمين و قياس و استحسان و اين كارِ مجتهد ماهر است، نه هر كس كه روايت خواند». [٢]
به عبارت ديگر، مراد از اين عقل، براهين محكم عقلى و استدلالهاى قوى منطقى است و به تعبير حضرت امام خمينى: اينكه حديث بايد با عقل سازش داشته باشد، يعنى قابل استدلال بوده، با دليل و برهان قابل اثبات باشد. اين عقل يعنى برهان عقلى. اگر قرار باشد هر حديثى كه فهم آن دشوار است و يا ما از درك آن عاجزيم، به دور افكنده شود، در اين صورت نه فقط حديث، بلكه علوم بى شمار ديگرى را كه ما از درك آن عاجزيم، بايد دور بريزيم. همان گونه كه قرآن محكم و متشابه دارد، حديث نيز اين گونه است. [٣]
۴. نقد تاريخى روايات
يكى ديگر از شيوه هاى نقّادى احاديث در ديدگاه حديث پژوهى علامه شعرانى، نقد تاريخى روايات است. به اعتقاد آن مرحوم، اگر با آگاهى از مسلّمات تاريخ با احاديث تاريخى مواجه شويم، به اين حقيقت پى مى بريم كه برخى از احاديث با تاريخ مسلّم و قطعى سازگارى ندارد كه اين خود بهترين گواه جعلى بودن اين قبيل