شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٨٧
الصنعة لأنّه ينحرف اليها»؛ يعنى صنعت و كار و پيشه را حرفه مى گويند؛ چون شخص پيشه ور به آن منحرف و متمايل مى شود و به آن روى مى آورد. و ديگر آنكه دو سه معنى براى حرف آورده كه در دو تفسير نيست: «حرف السيف حدّه و الحرف البعير الضامر تشبيهاً بحرف الهجاء و الحرف البعير الصلب تشبيهاً بحرف الجبل».
در آيه ۳۸ سورة الأنفال «قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ» در تفسير مجمع البيان (ج ۴، ص ۵۴۲)، تنها ريشه سَلَفَ را كه سلوف و به معنى تقدّم است، ذكر كرده و در تبيان (ج ۵، ص ۱۲۰) معنى تقدّم را آورده و به ذكر مشتقّات آن اكتفا كرده، بدون ذكر معانى آن، و فرق ميان باب افعال «اسلف» و باب استفعال «استسلف» و يا سلاف و سلافه كه به معنى خمر خالص و يا خالص ترين خمر است. چرا آن را سلاف مى گويند؟ ولى در تفسير روض الجنان (ج ۹، ص ۱۱۵) مشتقّات را ذكر كرده با فرق ميان باب افعال و استفعال: اسلف اذا باع الشّيء سَلَفاً و استسلف اذا اشترى الشيء سلفاً. و علّت اينكه خمر خالص را «سلاف» مى گويند، در روض الجنان فرموده: «لأنّه اوّل ما اعتصر منها». پس آنچه در روض الجنان آمده، مبسوط تر و كامل تر و مفيدتر است.
در آيه ۵۰ سورة الأنفال: «وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ» ، در معنى ذوق، شيخ ابوالفتوح (ج ۹، ص ۲۳۲) دقّت قابل توجّهى دارد كه در دو تفسير ديگر به چشم نمى خورد. ايشان فرموده: «ذوق كنايت باشد از مقاسات و مكابده». سپس ذكر شعرى فرموده و باز فرموده است: «ذوق را در جاى امتحان و اختبار استعمال كنند: يقول العرب اركب هذا الفرس و ذقه»، با مثالهاى ديگر و ذكر يك بيت شعر، و در آخر فرموده: و اصل او ذوق به دهن است: و هو ادراك الطّعم باللّهوات و اللّسان».
در سوره يوسف آيه ۱۹ در جمله «وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً» در اصل اينكه بضاعت قطعه اى از مال است كه با آن تجارت كنند و از ريشه بضع است به معنى قطع