شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٩
«و اين بر طريق مثل است؛ چنان كه شاعر گفت:
۰ القوم امثالكم لهم شعرفى الرأس لا ينشرون ان قتلوا ۰
و مثله بالفارسيه:
۰ فريدون فرخ فرشته نبودز مشك و ز عنبر سرشته نبود [١] ». ۰
ايضاً ج ۲، ص ۵۲، در تفسير آيه «وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً» گويد:
«و اگر احسان كنى و از خداى تعالى بترسى خداى تعالى به آنچه شما مى كنى داناست؛ چنان كه شاعر گفت بالفارسيه:
۰ سر تو كه داراى فلك مى دانداو موى به موى [و] رگ به رگ مى داند ۰
۰ گيرم كه به زرق خلق را بفريبىبا او چه كنى كه يك به يك مى داند». ۰
ايضاً ج ۲، ص ۶۸، در تفسير آيه «لا يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ» گويد:
«اين معنى خواست شاعر؛ آنجا كه گفت:
۰ وبعض الحلم عند الجهل للذلة اذعانوفى الشر نجاة حين لا ينجيك احسان [٢] ۰
و گويند عنصرى اين را ترجمه گفت؛ چنان كه الفاظ تقديم و تأخير بكرد [٣] و آن اين است:
۰ و بهرى بردبارى، نزد نادانى بود خوارىواندر بد بود رستن، چو نرهاند نكوكارى». ۰