شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢١٧
ما اينك، بنا به شيوه معهود خود به چند موضوع خواهيم پرداخت: ۱. چگونگى نثر ابوالفتوح به اختصار؛ ۲. شيوه او در ترجمه عبارات عربى؛ ۳. چگونگى ترجمه آيات الهى در درون تفسير؛ ۴. چگونگى ترجمه هاى رسمى آيات به طور مستقل.
رسم است كه بگويند ابوالفتوح از نثر قرن پنجم قمرى پيروى مى كرده (بهار، ج ۲، ص ۳۹۳؛ حقوقى، ج ۱، ص ۶۱ و جايهاى ديگر). اين سخن از يكى دو جهت نياز به تبيين و اصلاح دارد: نخست آنكه نهادن خط دقيق مرزى در تعيين دو سبك ادبى، هيچ گاه درست نبوده است. تحول يك سبك، در صورتى كه در مسير جريانهاى تند فرهنگى ـ اجتماعى قرار گيرد، به زمانى دراز، مثلاً نيم قرن، نياز دارد تا به شيوه اى ملموس و عينى جلوه گر شود. به همين جهت، آنچه را كه سليقه قرن پنجم خوانده اند، در بسيارى از آثار آغاز قرن ششم مى توان باز يافت: ميبدى، تفسير بصائر كه پس از اين خواهيم ديد. و اتفاقاً متعلق به اواخر قرن ششم است، و اينك ابوالفتوح.
ديگر آنكه به گمان ما، بهتر است در نثر كتاب روض الجنان به عنوان نثر يكپارچه ننگريم. مرحوم بهار و دكتر حقوقى كه چنين كرده اند، كار را بر ما دشوار ساخته اند. بخش اعظم نمونه هايى كه اين بزرگان، خاصه در زمينه واژگاه عرضه كرده اند و از آنها بوى كهنگى و «قرن پنجمى» به مشامشان رسيده است، از ترجمه هاى مستقل آيات قرآنى استخراج شده است. اين ترجمه ها را هيچ گاه نمى توان منحصراً زاييده ذوق و دانش ابوالفتوح پنداشت. در دنباله اين گفتار خواهيم ديد كه ديگران نيز در آن شريك بوده اند.
در درون گفتاراى تفسيرى شيخ، گاه اختلافى احساس مى شود. در بحثهاى علمى، خواه لغوى و دستورى و خواه فقهى، نثر ابوالفتوح فضايى براى شكوفايى نمى يابد و ناچار فنى و گاه بر پيچ و تاب و در هر حال نازيبا مى گردد و انبوهى كلمه عربى كه براى آن معانى، از آنها گريزى نيست، از قلم او جارى مى گردد. تأثير